بازگشت

جست و جو در دروس

خلاصه درس عنوان درس
تستآسیب شناسی مدیریت موجود عناصر فرهنگی تبلیغی در مساجد - آسیب شناسی مدیریت موجود عناصر فرهنگی تبلیغی در مساجد - قسمت دوم (بسته مقدماتی( گروه امام))
بسمه تعالی سلسله درس¬گفتارهای اداره کل آموزش های تخصصی (معاونت فرهنگی- سازمان تبلیغات اسلامی) عنوان درس: فرزندآوری و جمعیت جلسه اول مدرس: خانم دکتر اردبیلی   فهرست بررسی آماری جمعیت کشور 1 اتخاذ سیاست های کاهش جمعیت 2 گذار باروری و جمعیتی در کشورهای غربی 3 فرصت طلایی پنجره جمعیتی 4 کاهش موالید در پنجره جمعیتی 5 کاهش کارآیی فرزندآوری مادران 6 انتقال باروری طبیعی به باروری ارادی 6 ابعاد مختلف فرزندآوری 8 بررسی آماری جمعیت کشور در این جلسه اجمالی از وضع جمعیت کشورمان خصوصاً در چند دهه گذشته را به بحث می¬گذاریم تا بتوانیم بر اساس آن، پیامدهای مختلف وضعیت جمعیت را از ابعاد مختلف بررسی کنیم. در ابتدای قرن چهاردهم هجری شمسی جمعیت ایران حدود ده میلیون نفر بود. کشور ما در این قرن جهش¬ها و حرکت¬های جمعیتی شدیدی را تجربه کرد و اتفاقاتی از جمله قحطی، جنگ و... باعث تنزل جمعیتی در کشور شد و در مواردی جمعیت کشور به حدود نصف تقلیل یافت. در سالهای پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، رشد جمعیت در ایران حدود پنج تا شش فرزند به ازای هر مادر بود؛ یعنی هر زن ایرانی به طور متوسط و در طول دوره باروری، حدود پنج تا شش فرزند به دنیا می¬آورد. این آمار در سال های 1363-1364 ش به شش و هشت دهم فرزند رسید و یعنی در آن سال¬ها، میانگین فرزنآوری هر زن ایرانی در طول دوره باروری به حدود هفت فرزند افزایش یافت. اتخاذ سیاست های کاهش جمعیت در سرشماری سال 1365 ش مسئولان متوجه رشد پنجاه درصدی جمعیت ایران نسبت به سرشماری پیشین یعنی سرشماری سال 1355ش شدند. این نرخ رشد (سه و نه دهم درصد) بالاترین نرخ رشد ایران در چند دهه و یا حتی در طول تاریخ بود. کاهش نرخ مرگ و میر نوزادان، افزایش باروری و فرزندآوری بانوان، افزایش امید به زندگی ایرانیان و در نتیجه افزایش عمر متوسط هر ایرانی و روند رو به افزایش در دیگر شاخص¬ها چون افزایش سلامت، رفاه و شاخص¬های دیگر از جمله عوامل افزایش جمعیت در آن سال¬¬ها (1355-1365 ش) بود. افزایش جمعیت ایرانی در سال¬های فوق باعث شد بر بار و حجم جمعیتی کشور اضافه بشود و وقتی در سال 1366ش، نتایج سرشماری سال 1365 ش را استخراج و بررسی شد، مسئولان به این نتیجه رسیدند که این نرخ رشد، رشد خیلی سریعی است. از همان زمان بحث¬ها و بررسی¬ها درباره اعمال سیاست¬های تهدید نسل و کاهش فرزندآوری آغاز شد در حالی که فضا برای طرح این بحث¬ها در کشور فراهم نبود و به گفته مسئولان و مجریان این دیدگاه، هم مردم هم مسئولان درجه اول کشور خیلی همراهی با این بحث نداشتند. به تدریج کمبودهای ناشی از فشار جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و شرایط تحریم و... بار دیگر زمینه را برای طرح این سیاست فراهم کرد و از سال 1368 ش مصوبه¬های اولیه برای شروع اعمال سیاست¬های کاهش فرزندآوری در کشور به تصویب رسید. بر اساس این مصوبه¬ها، سیاست¬های کاهش جمعیتی از سال 1369 ش تدوین و در سال 1370 ش برای اجرا ابلاغ شد. هدف این سیاست¬ها، کاهش نرخ فرزندآوری هر مادر ایرانی از حدود شش و هشت دهم به زیر چهار فرزند بود و متعاقب آن، این سیاست از همان سال و سال 1371 ش با جدیت، شدت و حدت اجرایی شد. واقعیت این است که ایران در همان زمان به هدف فوق (میانگین چهار فرزند) رسیده بود و نگاهی نمودارهای جمعیتی نشان می‌دهد که از حدود سال¬های 1363-1364 ش، ایران به دلایل مختلفی، دوره اوج یا قله فرزندآوری را گذرانده و کاهش فرزندآوری در کشور شروع شده بود. طبق آمارها، از سال 1365 ش تا سال 1375 ش (ظرف یک دهه)، نرخ فرزندآوری از شش و هشت دهم فرزند به ازای هر زن ایرانی، به حدود دو فرزند رسید و این عدد خیلی عدد کلیدی است. در جمعیت¬شناسی اصطلاحی با عنوان «نرخ باروری جایگزین» وجود دارد؛ یعنی اگر یک زوج، دو فرزند بیاورند، گویا تغییر جدی در کمیت جامعه اتفاق نیفتاده است. البته باید نرخ مرگ و میر را از میزان کم کرد. در واقع اگر زوجین، دو و یک دهم فرزند به دنیا بیاورند، این آمار باعث می‌شود تا تعادل نسبی جمعیتی به لحاظ کمی باقی بماند. گذار باروری و جمعیتی در کشورهای غربی بحث گذار باروری و گذار جمعیتی، قبل از ایران در کشورهای غربی هم رخ داده بود و اروپا و آمریکا، خصوصاً کشورهای اروپایی این دوره را تا حدی پشت سر گذاشته¬اند. این روند یعنی کاهش آمار و میانگین فرزندآوری از شش یا هفت فرزند به نرخ جایگزین، در برخی کشورها حدود هفتاد سال الی صد سال طول کشید، اما این روند در کشور ما در یک دهه این اتفاق افتاد. آن چیزی که در این رابطه نگران کننده است و در بحث از پیامدهای این روند در جلسات آتی عرض خواهم کرد، نگرانی عدم تعادل هرم سنی جمعیت در ایران است. عدم تعادل ناشی از سرعت کاهشی شدن نرخ باروری که پیامدهایی در آینده جمعیتی ما خواهد داشت، ممکن است یکی از بدترین عدم تعادل¬های جمعیتی باشد که در آینده ما شاهد آن خواهیم بود، به دی حتی هیچ کشور دیگری این اندازه از عدم تعادل را تا به حال تجربه نکرده باشد. این موضوع باعث می‌شود همه کشورها، وقتی نرخ باروری¬شان به حدود جایگزین و زیر جایگزین رسید، سیاست¬هایشان را به سمت افزایش فرزندآوری تغییر ‌دهند و این قاعده¬ای جهانی است. کشور ما دقیقاً دو دهه یا بیست سال است که به زیر نرخ جایگزین باروری رسیده است و قاعدتاً باید از بیست سال پیش سیاست¬های ما به سرعت به سمت ابقای باروری جایگزین تغییر پیدا می‌کرد و حتی از آن هم فراتر می¬رفت ولی متأسفانه اتفاقی نیفتاده است و به تعبیر مقام معظم رهبری (مد ظله العالی)، شیر آبی است که باز مانده و در واقع به آن توجهی نشده است. به تعبیر بهتر، به این سیاست به صورت زمانمند به آن نگاه نشد و تغییر به موقع ایجاد نگردید و متأسفانه عواقب بدی را ایجاد کرد. فرصت طلایی پنجره جمعیتی در وضعیت فعلی، قسمت خوب قضیه یا به اصطلاح نیمه پر لیوان این است که ایران هنوز در فرصت طلایی پنجره جمعیتی قرار دارد. پنجره جمعیتی به مقطع یا وضعیتی اطلاق می¬شود که تعداد افراد در سنین جوانی و فرزندآوری، تعداد قابل توجهی باشد. پنجره جمعیتی در کشورهای مختلف ویژگیهایی دارد و نمی¬خواهم وارد بحث¬های تخصصی ‌بشوم اما به ذکر این نکته اکتفا می¬کنم که این نسبت، حدود چند دهه، فرصتی را برای رشد اقتصادی، رشد علمی، فرزندآوری، تعدیل جمعیت و... در کشورها فراهم می‌آورد، بنابراین باید از این فرصت به بهترین نحو استفاده بشود. کشور ما بیش از نصف این فرصت را گذرانده است و در واقع بیش از دو دهه است که از این فرصت گذشته است و ما کمتر از دو دهه دیگر فرصت داریم تا از این وضعیت استفاده کنیم. به بیانی دیگر، پیک هرم سنی جمعیتی ما که متولدان دهه 1360 ش هستند، هنوز در سنین فرزندآوری قرار دارند و می‌توانند برای تحقق طرح و نقشه بهتر جمعیتی در آینده، به کشورمان و خودشان کمک کنند. البته بودن در این فرصت جمعیتی الزاماتی دارد که سعی می‌کنم در بخش سیاست¬گذاری جمعیتی به آن بیشتر بپردازیم. کاهش موالید در فرصت پنجره جمعیتی در طول چند سال اخیر که هنوز جوانان دهه 1360 ش در سن فرزندآوری هستند، انتظار داشتیم نرخ باروری در کشور افزایش یابد ولی چنین هدفی محقق نشده است. برخی از افراد بر این باورند که ما نزدیک به نرخ جایگزینی جمعیتی قرار داریم و وضعیت ما خیلی بحرانی نیست اما آمارها نشان دهنده جدی بودن وضعیت جمعیتی ما است و در این قسمت به برخی از این آمارها اشاره می¬کنم. یکی از این واقعیت¬ها، کاهش موالید است. چهار سال پیاپی است که تعداد موالیدمان سالانه حدود صد هزار نفر کاهش پیدا می‌کند؛ یعنی در طول چهار سال گذشته، سیصد و هفتاد هزار نفر از موالید ما کم شده است. آمار موالید در چهار سال گذشته حدود یک و نیم میلیون نفر بود و حالا به کمی بیش از یک میلیون و صد هزار نفر رسیده است. متأسفانه انتظار می¬رود این آمار و نرخ باروری در سال 1399-1400 ش به خاطر وقوع بیماری همه¬گیر کووید 19 (کرونا) بیش از این میزان هم کاهش پیدا بکند. به بیانی دیگر ما وسط فرصت پنجره جمعیتی، با قضیه کرونا هم مواجه شدیم و این خودش وضعیت ما را حساس¬تر می‌کند. کاهش کارآیی فرزندآوری مادران نکته دیگر درباره نرخ باروری این است که در طول یک دهه که سن باروری متولدان دهه 1370 ش شروع شده است، انتظار تعدیل بیشتری داشتیم امام چنین انتظای محقق نشده است. هم اکنون مادران در سن باروری و فرزندآوری، دو برابر دهه 1360 ش هستند اما موالیدمان نصف دهه 1360 ش است. این اتفاق یعنی اینکه در واقع کارآیی فرزندآوری مادران ما نسبت به مادران دهه 1360 ش یک چهارم شده است و این آمار، آمار خیلی پایینی است و ما را از قضیه عقب می‌اندازد. انتقال باروری طبیعی به باروری ارادی خیلی از افراد سوال می‌کنند که ما در گذشته شرایط حاد جمعیتی داشتیم به گونه¬ای که یک زمانی مدارس سه شیفته و دو شیفته بود و الان تعدیل پیدا کرده و شمار این گونه مدارس کاهش یافته است و اگر سیاست¬های افزایش جمعیتی و فرهنگ¬سازی برای افزایش فرزندآوری ادامه پیدا کند، ممکن است دوباره به اصطلاح از آن طرف بام بیافتیم و دوباره افزایش جدی جمعیتی اتفاق بیافتد. در پاسخ به چنین فرضی، من با توجه به مطالعات تطبیقی که درباره آمار جهانی جمعیت انجام داده¬ام، عرض می‌کنم که تکرار چنان وضعیتی تقریباً غیر ممکن است چرا که در جهان، مردم از باروری طبیعی یعنی فرزندآوری زوجین به هر میزان که پیش می‌آید و در طول زندگی برایشان مقدر است، به باروری ارادی رسیده¬اند. همچنین امروزه لوازم جلوگیری از بارداری در دسترس عموم افراد یک جامعه قرار گرفته است و علاوه بر آن مردم با روش¬های استفاده از آن لوزام هم آشنا هستند و هم فرهنگ استفاده از آن روش¬ها ایجاد شده است، بنابراین باروری و فرزندآوری طبیعی که بسترساز رشد جمعیت در گذشته بود، رخ نخواهد داد. این اتفاق در دهه 1360 ش در کشور ما رخ داد و در کل کشور، باروری ارادی جایگزین باروری طبیعی شد. کشورهایی که این مرز را طی کرده¬اند و از باروری طبیعی به باروری ارادی منتقل شده¬اند، با تمام سیاست¬های تشویقی جمعیتی، هرگز نرخ باروری بالا را تجربه نکرده¬اند. به عنوان مثال سیاست¬های تشویقی جمعیتی در کشورهای اروپایی و آمریکایی اجرا شد، در حالی که میانگین باروری افزایش محسوسی نیافت. به عنوان مثال در ایرلند دو و یک دهم و در فرانسه به یک و نه دهم رسید و در کشورهایی که اوج این تشویق¬ها در آنجا صورت گرفت، به حدود نرخ باروری جایگزین رسید. در حال حاضر در دنیا هیچکس نگران رسیدن به نرخ¬های باروری چهار، پنج، شش یا هفت فرزند نیست. در نتیجه اگر ما خیلی هنر کنیم و در این زمینه تلاش کنیم تا این تعدیل اتفاق بیافتد، در همین حد و حدود نرخ باروری جایگزین محتمل و ممکن خواهد بود. امروزه تقریباً هیچ کشوری در دنیا نگران این مساله نیست. کشورهای دیگر با اجرا کردن سیاست¬های تشویقی، حتی چندین برابر کشور ما، نرخ باروری¬شان را دوباره به نرخ جایگزین حدود دو فرزند یا کمتر یا اندکی بیشتر رسانده¬اند. همچنین نرخ باروری در برخی از کشورها از جمله کشورهای اتحادیه اروپا که حدود پنج درصد جی دی پی خودشان را خرج این قضیه می¬کنند و هزینه بسیار با بودجه¬های کلان (نسبت به جمعیت¬شان) به این موضوع اختصاص می¬دهند، چیزی حدود یک و هشت دهم یا یک و هفت دهم درصد است و با همین هم خوشحالند و به این راضی هستند. موضوع جمعیت و فرزندآوری ابعاد دیگری هم دارد مثل فرایند تغییر و تعادل جمعیت، هرم سنی جمعیت، بحث¬های مربوط به مهاجرت، ابعاد مربوط به سالمندی و مباحث دیگر که در جلسات دیگر به شکل موثر و مفیدی به آن ابعاد خواهم پرداخت. انشاالله این بحث¬ها و اطلاع¬رسانی عمومی از وضعیت واقعی، حقایق جمعیتی و آمار جمعیتی و آنچه در کلان روندهای جهانی می‌گذرد و در روندهای داخلی ما در حال گذر است، به ما در فرهنگ¬سازی در این زمینه کمک کند تا خودمان بهتر عمل کنیم و با تشخیص صحیح و با بصیرت کافی و نیت خالص در این راه مهم، گام¬های موثری برداریم. جمعیت و فرزندآوری( خانواده و جمعیت) - جمعیت و فرزندآوری - قسمت اول (طرح هدات (1))
بسمه تعالی سلسله درس¬گفتارهای اداره کل آموزش های تخصصی (معاونت فرهنگی- سازمان تبلیغات اسلامی) عنوان درس: فرزندآوری و جمعیت جلسه دوم مدرس: خانم دکتر اردبیلی   فهرست پیامدهای کاهش نرخ باروری و فرزندآوری 1 اهمیت کمی افزایش جمعیت 1 هرم سنی جمعیت 3 بحران سالمندی 5 متوقف شدن رشدعلمی واقتصادی 7 آسیبهای امنیتی عدم افزایش جمعیت 7 نحوه مواجهه شدن با بحران سالمندی 9 پیامدهای کاهش نرخ باروری و فرزندآوری در این جلسه به پیامدهای کاهش نرخ باروری و فرزندآوری در کشورمان و ابعاد مختلف آن می¬پردازیم. در واقع می¬خواهیم این موضوع را بررسی کنیم که آیا واقعا کاهش نرخ باروری و فرزندآوری در زندگی ما موثر است یا نه؟ اگر موثر است، این تاثیر در آینده کوتاه مدت و دراز مدت کشور ما تا چه اندازه است و چه تأثیری برای عموم جامعه دارد؟ اهمیت تعادل جمعیت تعادل سنی و کیفیت جمعیت اولین و مهم¬ترین نکته در بحث جمعیت است. وقتی که مدام بر عدد و کمیت جمعیت تأکید می‌کنیم، ممکن است مقاومت¬های زیادی از طرف عموم جامعه یا حتی بعضی از افراد خبره صورت بگیرد و استدلال کنند که ایران هم اکنون هشتاد میلیون جمعیت دارد و آیا ما همین تعداد را به بهترین نحو مدیریت کرده¬ایم؟ آیا از همه امکانات استفاده کرده¬ایم؟ آیا این تعداد جمعیت، همه زندگی خوبی دارند؟ چرا باید بخواهیم جمعیت ایرانی را زیاد کنیم؟ پرسش¬ها و بحث¬هایی از این دست زیاد مطرح می‌شود، اما وقتی بحث درباره کیفیت جمعیت در جامعه ایرانی متمرکز می‌شود، این مقاومت¬ها شکسته می‌شود، ضمن اینکه هدف کمیت هم تحقق پیدا می¬کند. اگر نرخ باروری را به یک حد متعادل و به یک میزان خوبی یعنی بالای سطح جایگزینی جمعیتی برسانیم، کمیت جامعه ایرانی هم حتماً افزایش پیدا خواهد کرد. بنابراین تمرکز بحث درباره افزایش فرزندآوری، بیشتر معطوف به بحث کیفیت است. البته بدیهی است که افزایش جمعیت ایران و به تبع آن جمعیت مسلمان، واجد اهمیت است به خصوص که کمیت جمعیت در دنیا، یکی از معیارهای قدرت است و در مواردی، کشورها بر اساس جمعیت رده-بندی می¬شوند و به همین علت وقتی آمارهای جهانی را در یک چشم¬انداز بیست یا سی سال آینده در نظر بگیرید، ایران را که هم اکنون به خاطر معیار جمعیتی، از قدرت¬های برتر است، از نظر جمعیتی از جمع ده یا بیست کشور برتر دنیا خارج می‌شود. به عنوان مثال، در این مدت درصد مساحت سرزمین¬مان نسبت به دنیا تغییر نمی¬کند و آن چیزی که در شاخص¬های قدرت ما تغییر می¬یابد و در آمارهای جهانی انعکاس پیدا می¬کند، امکان خروج ایران از جمع ده قدرت و سپس بیست قدرت برتر دنیا به خاطر جمعیت است. به همین علت قطعاً کمیت جمعیت مهم است و در دنیا تبعات امنیتی، سیاسی و قدرتی دارد. با این وجود این، در بحث¬های تبلیغی در داخل کشور، تمرکز بیشتر روی کیفیت است. گاهی اوقات، بحث¬های حاشیه¬ای پیش می‌آید، مثل افزایش جمعیت فلان اقلیت یا کاهش کمیت ما که واقعاً این بحث¬ها در سیاست¬گذاری¬های کلان نظام جمهوری اسلامی جایگاهی ندارد و اضافه شدن تک تک فرزندان ایرانی برای جامعه ما فرصت تلقی می‌شود و باید از بحث¬های اختلافی و انحرافی در این رابطه حتماً پرهیز بشود. هرم سنی جمعیت موضوع هرم سنی یک منطق ساده¬ای دارد؛ جمعیتی که در سن جوانی یا سن کار کردن و چرخاندن چرخ¬های کشور و ایجاد درآمد اقتصادی برای کشور قرار دارند و مولد اقتصادی برای کشور هستند، از اهمیت زیادی برخوردارند. این افراد محدوده سنی دارند و جوانان و میانسالان (از آغاز میانسالی تا پایان میانسالی) را شامل می¬شود. در واقع جوانی که تحصیلاتش تمام می‌شود و از هیجده یا بیست سالگی وارد بازار کار می‌شود، توان کار و توان تولید درآمد را دارد و تا حدود شصت یا شصت و پنج سالگی مولد است. در آمارهای مختلف از این افراد به عنوان افراد در سنین کار نام برده می¬شود. در دو سر این طیف، کودکان و نوجوانان و سالمندان قرار دارند که گرچه بسیار ارزشمند هستند، ولی عموماً از دایره تولید اقتصادی خارج می‌شوند. تعداد محدودی از این افراد ممکن است کماکان به درآمدزایی ادامه بدهند ولی تولید علمی و درآمدزایی اغلب بر عهده جوانان و میانسالان است. اگر در کشوری، از کمیت این جمعیت مولد کاسته شود و بر آمار و تعداد کودکان و نوجوانان و سالمندان افزوده شود، به نوعی ورشکستگی در آن کشور اتفاق می‌افتد؛ یعنی کمر جمعیت جوان، زیر بار هزینه¬های کل جمعیت می‌شکند و چنین جمعیتی، توان تامین هزینه¬های کل کشور را ندارد. با ذکر مثال ساده¬ای این بحث را تبیین می¬کنم؛ یکی از مهم¬ترین بحث¬ها، بحث حق بیمه¬ها است. حق بیمه ما به شکل هم¬زمان پرداخت می‌شود؛ یعنی کسانی که سر هر کاری بودند و تمام عمرشان حق بیمه پرداخت می¬کردند، وقتی به سنینی بازنشسته می¬رسند، می‌خواهند از حاصل یک عمر زحمتی که برای کشور کشیده¬اند، استفاده کنند. در واقع حق¬شان است و باید درآمد پایه¬ای برایشان ایجاد بشود و از حداقل وضعیت سلامت و رفاه برخوردار شوند. این افراد در واقع از حق بیمه کسانی که هم اکنون در سنین کار هستند، استفاده می‌کنند، به چه معنا؟ یعنی باید تعداد جوانانی که الان در سنین کار هستند و برای آینده خودشان حق بیمه پرداخت می‌کنند، به حدی باشد که از عهده پرداخت حقوق بازنشستگی و بیمه¬های بازنشستگان بر بیاید و اگر این عدد کم بشود، صندوق¬های بازنشستگی و بیمه¬ها همه ورشکست می‌شوند و از عهده تامین مخارج بازنشستگان بر نخواهند آمد. همین الان هم گاهی اوقات، نشانه¬های این قضیه در آینده دیده می‌شود. در نتیجه اگر کمیت جمعیت جوان ما نسبت به جمعیت غیر مولد کاهش پیدا کند، مشکلاتی رخ خواهد داد و این مساله یکی از مشکلات جدی ما در آینده خواهد بود. بحران سالمندی یکی سوال¬هایی که همیشه و در بحث از جمعیت مطرح می‌شود، این است به ما چه که آینده کشور چی می‌شود؟ مگر ما مسئولیم؟ ما به اصطلاح همین حال و دم را غنیمت می‌شماریم و می‌خواهیم زندگی خودمان را بکنیم. اتفاقاً کسانی که این حرف را می‌زنند، جوانانی هستند که امروز در سنین فرزندآوری قرار دارند و در برابر افزایش فرزندآوری مقاومت می¬کنند. این جوانان حتی نمی‌خواهند برای کشور کاری کنند و برای آینده شخص خودشان و خانواده¬شان قدمی بردارند. به همین علت اولین گروه سالمندانی خواهند بود که با این بحران (بحران سالمندی که بخشی از آن را در مثال بالا تبیین کردم) مواجه خواهند شد. البته این مشکلات محدود به بیمه و پرداخت¬ها نیست، بلکه این افراد به لحاظ حمایت¬های مختلفی که باید از سالمندان داشته باشند و احترامی که باید به آنان گذاشته بشود هم مشکل پیدا خواهند کرد. شما دو زوج تک فرزندی را تصور کنید که هر دو تک فرزند آنان در سنین کار و درآمدزایی هستند. آنان، خودشان یک فرزند دارند در حالی که پدر و مادر هر دو زوج (خانم و آقا)، به سنین سالمندی رسیده¬اند. فرض کنید مثلا هر کدام از این تک فرزندان، یک عمه یا عموی مجرد هم داشته باشند. اگر این تک فرزندان، چند فرزند بودند، از عهده رسیدگی، مراقبت، حمایت عاطفی و همراهی سالمندان (پدر و مادر خودشان و همسرانشان و بستگان نزدیک چون عمه و...) برمی¬آمدند و مثلاً یک مقاطعی در هفته یا ماه می‌توانستند برای والدین¬شان وقت بگذارند، ولی وقتی این زوج می‌بینند که باید از شش نفر سالمند مراقبت کنند، قضیه خیلی دشوارتر و پیچیده¬تر می‌شود. این الگو این را می-توان به بقیه ابعاد جامعه تعمیم داد. یکی دیگر از پرسش¬هایی که زیاد مطرح می‌شود، این است که: اگر جامعه سالمند بشود، به سبب تجربیات زیادی که سالمندان دارند، باعث می‌شوند حجم تشنج¬ها و حرکات تکانه¬ای و آسیب¬های اجتماعی کاهش یابد. این استدلال در صورتی درست است که تعادل در جامعه به لحاظ جمعیتی وجود داشته باشد. سالمندان حتماً برای جامعه قابل احترام هستند، اما ما عقیده داریم در یک نظام و جامعه اسلامی، باید شرایطی فراهم کنیم که افراد سالمند در آرامش و رفاه باشند و مراقبت¬ها، حمایت¬های عاطفی، همراهی¬ها و همدلی¬های کافی را دریافت کنند. دقیقا به همین علت معتقدیم که این وضع (بر هم خوردن تعادل جمعیتی و کاهش جمعیت جوان کشور) برای سالمندان و برای خود جامعه هم دشواری¬هایی ایجاد خواهد کرد. وقتی چرخ¬های صنعت، اقتصاد و کشاورزی نیروی کافی نداشته باشد تا آن را به حرکت در بیاورد، کشور به سبب خالی ماندن این ظرفیت¬ها، با یک آسیبی مواجه می‌شود؛ مسئله¬ای که کشورهای اروپایی با آن مواجه شدند و با مهاجرت این مساله را حل کردند. البته مهاجرت هم مشکلات خودش را دارد چرا که اولا تکثر و تنوع فرهنگی با مهاجرت اتفاق می‌افتد و افرادی که در آن جامعه غریب هستند، وارد می‌شوند. ثانیا باید درباره ساماندهی مهاجرت هم تدبیری اندیشده شود. کشور ما هنوز هم سیاست مهاجرپذیری قوی ندارد بنابراین افزایش مهاجرت، دشواری¬هایی برای ما خواهد داشت. یکی از بحث¬ها یا دشواری¬های مهم، بحث¬های فرهنگی و اجتماعی خواهد بود. بُعد دیگر افزایش مهاجرت این است که اغلب مهاجران بعد از یک نسل، مثل افراد همان کشور فرزندآوری می‌کنند؛ یعنی مهاجری که در کشور خودش شش یا هفت فرزند به دنیا می‌آورد، وقتی وارد کشور مهاجرپذیر می‌شود، بعد از یک نسل، آنان هم مثل جمعیت اصلی کشور مهاجرپذیر، تک فرزند و دو فرزند می‌شوند، در نتیجه مهاجرت، مشکل جمعیت ما را حل نخواهد کرد و فقط می‌تواند آن را مقداری به عقب بیاندازد. البته مهاجران هم به سن سالمندی خواهند رسید و آن هم بر دشواری ماجرا خواهد افزود. تنها راه حل اساسی برای جبران بخش جدی پیامدهای کاهش جمعیت و جلوگیری از پیامدهای عدم تعادل جمعیت در ایران، فرهنگ فرزندآوری است و باید این فرهنگ را در ایران به درجه مطلوبی افزایش و ارتقا داد. متوقف شدن رشدعلمی و اقتصادی یکی دیگر از مشکلات جدی ناشی از کاهش جمعیت که می‌تواند در جامعه ایرانی در آینده اتفاق بیافتد، متوقف شدن رشد علمی و اقتصادی است. همه کشورهایی که جهش¬های علمی و اقتصادی را پشت سر گذاشته¬اند، در مقاطعی به چنین جهش¬هایی دست یافتند که از جمعیت جوان برخوردار بودند و پویایی جمعیتی قابل توجهی داشتند. هم اکنون همان کشورها میراث¬دار نرخ رشد اقتصادی یا علمی هستند که در آن سالها ایجاد شده است و در حال حاضر فقط سعی می‌کنند از دوران اوج رشد علمی و اقتصادی فاصله نگیرند و افتی نداشته باشند وگرنه خودشان هم دیگر توقع جهش¬های علمی و اقتصادی ندارند. حتی کشورهای نسبتاً توسعه یافته در دنیا هم در معرض رکود صنایع کشاورزی، منابع غذایی و.. هستند که در این جلسه وارد جزئیات آن نمی‌شویم. آسیب¬های امنیتی عدم افزایش جمعیت بحث اقتدار و امنیت هم از دیگر بحث¬های مهمی است که می¬تواند تحت تاثیر کاهش جمعیت قرار بگیرد. وقتی نیروی جوان و کافی برای پاسداری از مرزهای کشور پهناوری مثل ایران وجود نداشته باشد، اقتدار و امنیت کشور پهناورمان هم از آن متاثر می¬شود. به خصوص با توجه به موقعیت جغرافیایی ایران و قرار گرفتن در منطقه پرتنش خاورمیانه که هر لحظه ممکن است کشورهای دیگر طمع کنند یا قدرتهای بزرگ جهانی به مرزهای این کشور حمله کنند، اهمیت این مساله دو چندان می¬شود. اگر جمهوی اسلامی ایران، دوران دفاع مقدس را با سربلندی و بدون حمایت کشورهای و قدرت¬های بزرگ پشت سر گذاشت، یک بُعدش حضور جمعیت جوان و پویا با آمار بالا در مرزهای کشورمان بود. ما اگر این نیروی موثر را نداشته باشیم، متأسفانه اقتدار و امنیت کشورمان هم به شدت دچار مشکل خواهد شد. همایشی در کشور ارمنستان که از نرخ باروری خیلی پایینی برخوردار است، برگزار شد. مسئولان ارمنستانی در آن همایش می‌گفتند که حتی تعداد سربازی که باید از مرزهای کشورمان دفاع کنند نداریم و از عهده دفاع از این مرزها بر نمی‌آییم و روسیه از مرزهای ما پاسداری و حمایت می‌کند. چنین وضعیت¬هایی در کشور ما هم وجود دارد به ویژه شرایط خاصی که کشورمان دارد و حساسیت¬های ویژه جهانی که همیشه از قدرت گرفتن ملت مسلمان در همه جای دنیا هراس دارند و همچنین طمع قدرت¬های بزرگ بر این سرزمین، باعث می¬شود تا برای آینده ایران، نگرانی¬هایی از این دست بیشتر دیگر کشورها متصور شود. زبیگینو برژینسکی، از نظریه¬پردازان آمریکایی چند سال پیش گفته بود که در مواجهه با ایران درباره موضوع هسته¬ای، کار را به بحران نکشانیم بلکه در تعامل با ایران باید نگاه درازمدت داشته باشیم و در این صورت بهتر به نتیجه می‌رسیم. از نظر برژینسکی، بازی درازمدت با ایران، بازی جمعیتی است و طبق این تحلیل، اگر نرخ فرزندآوری ایران سال¬ها کاهش پیدا ‌کند، آن کشور (جمهوری اسلامی ایران) در دراز مدت توانی برای مقابله با ما نخواهد داشت و آن موقع ما می‌توانیم منافع خودمان را بیشتر در منطقه تثبیت کنیم. این تحلیل هم اکنون توسط بسیاری دیگر از استراتژیست¬های آمریکایی مطرح می‌شود. ایران کشوری است که پر سرعت¬ترین کاهش نرخ باروری را در دنیا داشته است. در واقع این تحلیل¬ها، دیدگاه¬های اندیشمندان مطرح جهانی است و به همین علت قاعدتاً باید انتظار داشته باشیم که در آینده اتفاقات خاصی در این کشور بیافتد. البته همه این تحلیل¬ها قابلیت قابل جلوگیری، تعدیل و اصلاح را دارد چرا که ما هنوز در فرصت پنجره جمعیتی قرار داریم. نحوه مواجهه شدن با بحران سالمندی یکی از ویژگی¬های جمعیتی ایران، حرکت به سمت پدیده سالمندی است. این پدیده معلول چندین علت است از جمله افزایش امید به زندگی، کاهش نرخ باروری و حرکت متولدان دهه 1360 ش به سن سالمندی. چنانچه پیشتر گفته شد، اوج جمعیت ایران در دهه 1360 ش رقم خورد و وقتی متولدان آن دهه به سن میانسالی و سالمندی برسند، جامعه به شکلی جدی با پدیده سالمندی مواجه خواهد شد. ما باید در این مقطع زمانی و برای جلوگیری از شکل¬گیری پدیده سالمندی، تصمیم بگیریم که چگونه با این پدیده مواجه بشویم. آیا باید با یک الگو و هرم سنی متوازن¬تری مواجه بشویم یا با یک الگوی به هم ریخته¬ که حتی امید به بهبود آن در آینده هم وجود ندارد؟ در واقع تصمیم امروز ماست که چشم¬انداز و نقشه راه آینده جمعیتی ما را مشخص می‌کند و آن اینکه یا یک شکل تعادل یافته و نظام¬مندی داشته باشیم یا شکل به هم ریخته که بحران¬های بزرگی را برای ما رقم خواهد زد. انشالله خداوند به ما توفیق بدهد و کمک کند تا به بهترین شکل، هم خودمان در این زمینه اقدام کنیم و هم در جامعه این موج و جریان ارزشمند و پربرکت را ایجاد کنیم. جمعیت و فرزندآوری( خانواده و جمعیت) - جمعیت و فرزندآوری - قسمت دوم (طرح هدات (1))
بسمه تعالی سلسله درس¬گفتارهای اداره کل آموزش های تخصصی (معاونت فرهنگی- سازمان تبلیغات اسلامی) عنوان درس: فرزندآوری و جمعیت جلسه سوم مدرس: خانم دکتر اردبیلی   فهرست پیشران¬ها و نیروهای موثر برآینده جمعیتی کشور 1 اثرگذاری پیشران اقتصادی بر جمعیت 1 پیشران فرهنگی مهم¬ترین عامل اثرگذار بر نرخ جمعیت 5 فرهنگ دینی و اعتقادات ما نسبت به فرزندآوری 6 مسئله ناباروری 7 عامل بودن در پیشران فرهنگ 8 بسم پیشران ها و نیروهای موثر برآینده جمعیتی کشور در ادامه بحث پیرامون مسائل جمعیتی و فرزندآوری در ایران، در این درسگفتار بحث را درباره پیشران¬ها و نیروهای موثر بر آینده جمعیتی کشور پی می¬گیریم. در واقع آنچه که می‌تواند در این حوزه موثر باشد، نیروها و قواعد بازی و زمینه¬های متعددی را شامل می-شود و هدف ما بررسی میزان تاثیر این زمینه¬ها یا نیروها و قواعد بر فرزندآوری و مسائل جمعیتی است. اثرگذاری پیشران اقتصادی بر جمعیت جمعیت یک موضوع ذوالابعاد است و در یک نگاه سیستماتیک و نظام¬مند، تقریباً هیچ بعدی از ابعاد اجتماعی نیست که به شکلی در تعامل و رفت و برگشت با جمعیت نباشد. همه ابعاد فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی- امنیتی که پیشتر به بخشی پیامدهای وضعیت جمعیت درباره این حوزه¬ها اشاره داشتیم، با موضوع جمعیت ارتباط مستقیمی دارند. در این قسمت می‌خواهیم ببینیم مهم¬ترین این ابعاد کدامند. از نخستین موضوعاتی که در صحبت از جمعیت مطرح می¬شود و به ویژه زوج¬های جوان در پاسخ به چرایی بچه¬دار نشدن به آن اشاره می¬کنند، مسائل اقتصادی است. همچنین هر جا که درباره فرزندآوری و جمعیت صحبت می‌شود، عموماً مخاطبان گلایه¬های اقتصادی را مطرح می‌کنند و می¬گویند که اقتصاد از همه چیز مهم¬تر است و به مسائلی چون گرانی پوشک بچه، شیر خشک، هزینه نگهداری بچه، شهریه مدارس و... اشاره می¬کنند و در نهایت تاکید می¬کنند که در این مقطع زمانی، فرزندآوری خیلی دشوار است و اگر فکری برای این موارد نشود، ما هرگز نمی‌توانیم فرزندان بیشتری بیاوریم و به همین علت نیز خیلی از زوجین جوان در برابر فرزندآوری مقاومت می‌کنند. آنان اغلب دیرتر بچه¬دار می‌شوند تا وضع اقتصادی¬شان بهتر بشود و حتی آن دسته از زوجینی که یک فرزند دارند، با استناد به مسائل اقتصادی، می‌گویند که نمی‌توانیم فرزند بیشتری داشته باشیم. مشکل اقتصادی مسئله جدی است و ما پیشران اقتصادی را در تحقق وضعیت مطلوب جمعیتی¬مان پیشران نیرومندی می‌دانیم. اساسا موضوع فرزندآوری برای زوجین، مصداق یک سرمایه¬گذاری و برنامه-ریزی درازمدت است و زوجین هر اندازه در شرایط ثبات، آرامش و تعادل بیشتری باشند، زودتر می‌توانند به فرزندآوری اقدام کنند. به بیانی دیگر وقتی آنان احساس کنند که در وضعیت درآمدی و امکانات معیشتی¬شان بی¬ثباتی و متزلزلی قرار دارند، چنین وضعیتی در تصمیم¬گیری آنان برای فرزندآوری اثر می¬گذارد. پرسشی که در این میان طرح می¬شود، این است که اگر تمام مسائل اقتصادی چون تورم و بیکاری حل بشود و سیاست¬گذاری مناسب درباره مشوق¬های اقتصادی تدوین و اجرایی بشود، آیا مشکل جمعیت ما حل می¬شود؟ متأسفانه باید بگوییم که حل نمی¬شود و شواهدی بر این قضیه وجود دارد؛ نخست آنکه دهک بالای اقتصادی جامعه یعنی مرفه¬ترین دهک جامعه ما که بیشترین درآمد اقتصادی را دارند، کمترین آمار فرزندآوری را دارند و این آمار نشان می‌دهد که صرف رفاه و درآمد اقتصادی، مسئله فرزندآوری را حل نخواهد کرد. از آن گذشته کشورهایی که درآمدشان از کشور ما بالاتر است، مشکل فرزندآوری دارند؛ یعنی آنها هم در رابطه با این قضیه با مشکل مواجهند. بنابراین با استناد به این دو دلیل می¬توان گفت که اقتصاد شرط لازم برای فرزندآوری است، اما مطمئنا شرط کافی نیست. به عبارت دقیق¬تر، اگر همه سیاست¬های اقتصادی به سمت و نفع فرزندآوری اصلاح بشود و همین فردا صبح بگویند که این تعداد مشوق اقتصادی به مجموعه مشوق¬های موجود اضافه شده است، باز هم مشکل فرزندآوری ما حل نخواهد شد. هم اکنون تعداد فرزندانی که یک زوج در شرایط ایده¬آل می‌خواهند، خیلی بالا نیست. پیمایشی با جامعه آماری قابل توجه و قابل اتکا درباره زوجین جوان در آستانه ازدواج انجام شد و از آنان در باره تعداد فرزندان ایده¬¬آل پرسیده شد. نتیجه این پیمایش قابل اتکا حدود دو و نیم فرزند یا دو و شش دهم بود؛ یعنی زوجین جوان ایرانی در آستانه ازدواج، اعم از زنان و مردان در مناطق روستایی و شهری اعلام کردند که حدود دو و شش دهم فرزند می¬خواهند. اگر از این آمار، درصد ناباروری و مشکلات دیگر را کم کنید این عدد قاعدتاً کاهش خواهد یافت. این نتیجه نشان می¬دهد که همین الان هم فرزندخواهی زوجین ما نسبت به دو یا سه دهه پیش (دهه 1360 ش) که بین 8-6 فرزند داشتند، چند برابر کم شده است. این آمار مربوط به کسانی است که در صورت مطلوب بودن و فراهم شدن شرایط، قصد فرزندآوری دارد. بنابراین برای کسی که فرزند بیشتری نمی‌خواهد و به یک فرزند اکتفا می¬کند، هر اندازه شرایط مطلوب هم فراهم شود، فرزندی به دنیا نمی¬¬آورند و آنان احتمالاً از این فرصت برای خرید ماشین یا خانه بزرگتر استفاده می‌کنند و یا یک ویلا یا باغی می‌خرند، ولی به تعداد فرزندان اضافه نمی‌کنند. دوستان ما از بعضی از بانوان سوال کرده بودند که اگر همین فردا به شما یک جایزه صد میلیونی یا دویست میلیونی یا یک میلیاردی داده بشود، اولین کاری که می‌کنید چیست؟ بانوان گفته بودند که یک ماشین یا یک خانه می‌خرم. یعنی حاضر شده بودند این مبلغ را به اصطلاح به تیر و تخته و فولاد تبدیل بکنند، اما هیچ کس جواب نداده بود که اگر این درآمد برایم ایجاد شد، من یک فرزند اضافه¬تر به دنیا می‌آورم. البته حتماً باید با کسانی که مشکلات اقتصادی دارند، همدلی کرد و همه ما طعم مشکلات و دشواری¬های اقتصادی را چشیده¬ایم و چنین مشکلاتی هم واقعیت دارد. به عنوان مثال وقتی فردی چند تا فرزند دارد و برای اجاره خانه¬ای اقدام می¬کند، صاحبخانه از اجاره ملک خودش به چنین فردی خودداری می¬کند و می‌گوید اگر شما این تعداد فرزند دارید، به شما اجاره نمی‌دهیم. یا وقتی هزینه پوشک بچه اینقدر گران است، کسی که یک یا دو بچه دارد، به سختی از عهده تامین این هزینه برمی¬آید بنابراین باید با مردم همراهی کرد اما این همراهی دلیل بر تامه بودن علت اقتصادی در کاهش فرزندآوری نیست. یک از دلایلی که ناقض ارتباط حل مشکلات اقتصادی با افزایش فرزندآوری است، سیر تاریخی فرزندآوری در کشور ماست. در دهه 1360ش اجناس کوپنی و مدارس سه شیفته و امکانات حداقلی بود. در واقع آن دهه، یکی از مقاطعی بود که به خاطر جنگ و دشواری-های ناشی از آن، خانواده¬ها به لحاظ اقتصادی، امکانات خیلی کمی داشتند ولی حداکثر فرزندآوری ایرانیان در آن دهه رقم خورد، در حالی که در دهه¬های بعدی مثل دهه 1380 و 1390 ش، با همه دشواری¬ها و پیچیدگی¬های اقتصادی، سطح رفاه جامعه ایرانی افزایش یافته است، اما تعداد فرزندآوری به شدت کم شده است. همین مساله نشان می‌دهد که صرف مسئله اقتصادی، حل کننده وضعیت فرزندآوری نیست. بنابراین ضمن اینکه باید بر اهمیت پیشران اقتصادی صحه بگذاریم و در گفتگو با سیاست¬گذاران، بر حل مسائل اقتصادی و همچنین جهت¬گیری این سیاست¬گذاری¬ها به سمت افزایش بحث فرزندآوری تاکید کنیم، اما نباید از این نکته هم غافل شد که حل مسائل و دشواری¬های اقتصادی لزوما به افزایش فرزندآوری منجر نمی¬شود. البته بعضی سیاستگذاران، معکوس عمل می‌کنند و به ویژه در سال-های اخیر، شاهد سیاست¬ها و مصوبات ضد جمعیتی بودیم به گونه¬ای که جهت¬گیری برنامه¬ها و سیاست¬های، کاهش حمایت از خانواده¬ها با تعداد فرزند بیشتر بود و این مساله نگران کننده است. پیشران فرهنگی مهم¬ترین عامل اثرگذار بر نرخ جمعیت مجدد تأکید می‌کنم که مسئله اقتصادی مهم است، اما تحقق پیش¬شرط¬های اقتصادی بدون توجه به پیش شرط اصلی که همان پیشران فرهنگی است، در بحث فرزندآوری تحولی را شاهد نخواهیم بود. پیشران فرهنگی پیشران بسیار مهمی است و انشالله در درسگفتارهای آتی، ابعاد مختلف آن را به شکل مجزا بررسی خواهیم کرد. پیشران فرهنگی آن اتفاقی است که در دید، تصویر و روایت ما نسبت به فرزند و فرزندآوری وجود دارد. در واقع پیشران فرهنگی عبارت است از سبک زندگی ما ایرانیان، از نوع معماری منازل¬ و شهرهایمان تا اتفاقاتی که در جامعه ما رخ می¬دهد مثل فشار اجتماعی زیادی که یک مادر با یک یا دو فرزند خودش به لحاظ حضور در اماکن مختلف تحمل می‌کند. این تفاقات نشان می¬دهد که در این سالها، به لحاظ نگاه فردی و سبک زندگی در خانواده و محل کار، تغییراتی در جامعه ایرانی رقم خورده و اتفاقات رسانه¬ای افتاده و باعث شده است تا جامعه¬ ما چونان گذشته، جامعه دوستدار کودک نباشد و همه این موارد، جلوه¬هایی از بُعد پیشران فرهنگی است. به عقیده ما پیشران فرهنگی در تحقق آینده مطلوب جمعیتی ما یا عدم تحقق آن و جلوگیری از حرکت به سمت سناریوهای بدتر، بُعد مهم¬تری است. به بیانی دیگر، حتی اگر تمام تلاش¬های ما صرف پیشران اقتصادی بشود، فقط در صورتی می‌تواند موثر باشد که بستر فرهنگی فراهم شود وگرنه آن هم به اندازه کافی جواب نخواهد داد. فرهنگ دینی و اعتقادات ما نسبت به فرزندآوری انشاالله در درسگفتارهای آتی درباره مباحث مربوط به ابعاد فرهنگ بحث خواهیم کرد و در این قسمت بحث را درباره فرهنگ دینی و زیرساخت¬های اعتقادات خودمان پی می¬گیریم. در طول زمان و با ورود مدرنیته و نمادها و نشانه¬های پیشرفت مادی¬محور به کشور ما، این بعد از فرهنگ در کشور ما صدمه دیده است. به عنوان مثال همه ما عقیده داریم که موحدیم، مسلمانیم و معتقدیم، اما خیلی وقت¬ها باور نمی¬کنیم که رزق از جانب خدا تأمین و تضمین شده است و در واقع همه چیز دست خداست. خیلی اوقات افراد در صورت تغییر در عدد فیش حقوقی¬شان، دچار اضطراب و نگرانی می‌شوند، در حالیکه رزق را کس دیگری تعیین کرده است. گذشته از آن، بحث برکت و توکل از مفاهیم جدی هستند که اگر در ذهن نداشته باشیم، به بحث فرزندآوری آسیب خواهد زد. بحث خالق بودن و خلقت هم یکی دیگر از این مفاهیم دینی است و همه معقتدیم که خلقت فقط کار خداست ولی گاهی زوجین به نوعی برنامه¬ریزی می‌کنند که مثلا در فلان ماهِ فلان سال بچه دوم¬مان را به دنیا بیاورند و در فلان ماهِ فلان سال، بچه سوم را به دنیا آورند و اگر این برنامه¬ریزی چند ماه این طرف یا آن طرف بشود و مثلا یک سال زودتر یا دیرتر اتفاق بیافتد، گاهی بعضی زوجین بچه را سقط می‌کنند چرا که در زمان¬بندی متفاوتی ایجاد شده و خیلی از این زمان¬بندی¬ها گاهی ناباروری ثانویه را رقم زده است. مسئله ناباروری من بحث ناباروری را به عنوان یک عامل یا نیروی مهم در بحث فرزندآوری می¬دانم چون گفته می‌شود حدود نوزده- بیست درصد زوجین به تعریف پزشکی، تجربه ناباروری را در طول زندگیشان دارند، به این معنا که یک سالی که می¬خواستند فرزنددار بشوند، اتفاق نیفتاده است. این آمار، آمار جدی است و هنوز هم بیمه¬های ناباروری آن را پوشش نمی‌دهند و در واقع هنوز دشواری¬های جدی برای زوجین نابارور وجود دارد. حتی یک تعداد از زوجین وقتی یک فرزند می‌آورند، به خاطر فاصله طولانی که از فرزند اول نسبت به فرزندان دیگر ایجاد می‌شود در واقع ناباروری ثانویه ایجاد می‌شود. من بحث سلامت را جز نیروهای پیشران اقتصاد و فرهنگ نیاوردم، اما در حاشیه لازم است اشاره به آن بکنیم چرا که بحث سلامت، تغذیه و تقویت مادران در زمینه باروری و سلامت باروری و متعاقب آن کمک به بیمه¬های باروری یک بحث مهمی است. خیلی از مخاطبان ما همیشه دغدغه این بحث را دارند و میلیون¬ها تومان هزینه درمان¬های ناباروری می‌شود. گرچه ممکن است خیلی¬ از این درمان¬ها موفق باشد ولی بعد باید تکرار بشود چرا که بعضی اوقات یک چیزهایی مثل «آی وی اف»، باید دو یا سه یا حتی چهار بار اتفاق بیافتد تا به نتیجه برسد و این مساله برای یک زوج جوانی که در ابتدای زندگیشان قرار دارند، در صورت عدم پوشش بیمه¬ای، هزینه¬های خیلی سرسام¬آوری خواهد بود و این هم قابل توجه است. یکی از اقداماتی که می¬توانیم در این زمینه انجام دهیم، این است که در اقدامات تبلیغی خودمان توجه خیرین را برای سرمایه¬گذاری در این زمینه جلب کنیم تا خیران و تا زمانی که بیمه¬ها هوشیار بوند و با این قضیه همراه شوند، به کمک زوجینی که توان اقتصادی پایین¬تری دارند بشتابند و بخشی از این هزینه¬ها را تامین کنند تا انشالله در اتفاق بزرگ فرزندآوری سهیم باشند. عامل بودن در پیشران فرهنگ علت دیگری که ما به بحث فرهنگ توجه بیشتری مبذول داشتیم، این بود که تغییر سیاست¬های کلان اقتصادی در کشور شاید از توان ما به عنوان عموم و افراد عادی جامعه یا افرادی که بهر حال در جامعه تأثیر فرهنگی دارند یا خود مردم که در جامعه فعال هستند، خارج است و ما فقط به عنوان مطالبه¬گر، می‌توانیم در آن قسمت¬ها عمل کنیم، اما در پیشران فرهنگ، خودمان می‌توانیم عامل باشیم و کار را شروع کنیم و حداقل برای خانواده خودمان قدم مثبتی برداریم و یا حداقل در مقیاس خانواده خودمان، این تعدیل جمعیتی را رقم بزنیم. چنین نقشی در بحث¬های اقتصادی به این سادگی این اتفاق نمی‌افتد و زمان¬بر است چرا که ممکن است خیلی از اقدامات اقتصادی هم شروع بشود، اما تا حصول به نتیجه، ممکن است ما یک یا دو دهه طلایی را از دست بدهیم و حتی نتوانیم جمعیتی ایجاد کنیم تا آنان از این فرصت¬های اقتصادی ایجاد شده بهره ببرند. با لحاظ همه جهات، به نظر می‌رسد اگر ما تمرکز تبلیغی¬مان را به پیشران فرهنگ معطوف سازیم، موفق¬تر خواهیم بود و انشالله ابعاد آن را در قسمت¬های دیگر با جزئیات عرض خواهیم کرد. جمعیت و فرزندآوری( خانواده و جمعیت) - جمعیت و فرزندآوری - قسمت سوم (طرح هدات (1))
بسمه تعالی سلسله درس¬گفتارهای اداره کل آموزش های تخصصی (معاونت فرهنگی- سازمان تبلیغات اسلامی) عنوان درس: فرزندآوری و جمعیت جلسه چهارم مدرس: خانم دکتر اردبیلی   فهرست خرافه¬های عمومی در مورد باروری و فرزند آوری 1 تعارض تحصیلات بانوان و فرزند آوری 2 تاخیر در فرزندآوری زوجین 4 فاصله انداختن بین فرزند اول و دوم 5 توصیه¬هایی به زوجین 7 خرافه عدم باروری پس از سی وپنج سالگی 7 پرهیز از مواجهه و مقابله با متولیان نظام سلامت 9 خرافه¬های عمومی در مورد باروری و فرزند آوری در این جلسه تلاش¬مان این است تا مجموعه¬ای از باورهای عمومی یا به عبارت دقیق¬تر، خرافه¬های عمومی را در مورد باروری و فرزندآوری که بدون داشتن هیچ مبنا و واقعیت علمی، متأسفانه در جامعه ما به عنوان واقعیت¬های علمی و یا عرفی رایج شده¬اند و بر فرزندآوری در کشور ما تأثیر دارند، بررسی کنیم. در محاسبات آماری همه کشورهای دنیا، از بانوانی که در سنین بین پانزده تا چهل و پنج سال قرار دارند، به عنوان خانم¬های در سنین باروری نام برده می‌شود. بعضی آمارها، با اندک اغماضی، از سن هیجده تا چهل و پنج سال را سن باروری بانوان می¬دانند و ما هم عدد اخیر را می‌پذیریم؛ یعنی یک خانم حدود سی سال در طول زندگی خودش، به راحتی می‌تواند فرزندآوری داشته باشد. این آمار محدود به ایران نیست و در دیگر کشورهای جهان هم این آمار و اعداد صادق است. البته امکان باروری زودتر یا دیرتر از این محدوده سنی هم وجود دارد ولی ما در این بحث، حدود سی سال فرصت بانوان برای فرزندآوری را به عنوان فرصت یا زمان مبنایی قرار می-دهیم. این سی سال به هر شکل از برنامه¬ریزی برای تعدد فرزندآوری افراد، فرصت خیلی وسیع و مناسبی است. مثلاً اگر زوجی حتی تمایل داشته باشند بین فرزندان فاصله بیاندازند، می‌توانند در طول این سی سال چند فرزند به دنیا بیاورند و با شرایط فیزیولوژیک بدن، تحصیلی، اشتغال و مباحث دیگر خانم قابل تطبیق و جمع است. اما آنچه در واقعیت اتفاق می‌افتد، متفاوت است و این تفاوت ناشی از خرافه¬هایی است که در واقع پیامد آن، وضعیت فعلی است که پیش روی ما قرار دارد و در ادامه به برخی از این خرافه¬ها می¬پردازم. تعارض تحصیلات بانوان و فرزند آوری اولین خرافه که بر فرزنداوری تاثیر می¬گذارد، تعارض و تناقض فرزندآوری با تحصیلات بانوان است؛ بر اساس این خرافه که البته عموم دختران ما هم چنین تصوری را دارند، هر خانمی باید ابتدا تحصیلات خود را تمام کند و پس از آن ازدواج کند. حتی بانوانی که جواب مثبتی به پیشنهاد ازدواجی می‌دهند، می‌گویند که عقد کنیم ولی عروسی یا شروع زندگی زیر یک سقف را عقب بیاندازیم تا تحصیلات من تمام بشود و این پدیده خیلی این رایج است. در میان پسران و دختران جوان از سن بلوغ تا سن ازدواج فاصله زیادی می‌افتد و تعداد قابل توجهی از آنان بهانه و علت این تاخیر را به تحصیلات نسبت می¬دهند. سطح تحصیلات در کشور ما افزایش پیدا کرده است و ما جامعه¬ای با نود و چند درصدی باسواد هستیم و تعداد قابل توجهی از افراد تحصیلات متوسطه و بخش زیادی از جوانان هم تحصیلات دانشگاهی دارند و می¬خواهند تحصیلات تکمیلی¬شان را به پایان برسانند. اگر ما این انگاره را حذف می‌کردیم به این صورت که یک زوج در سال اول یا دوم یا سوم دانشگاه، زندگی¬شان را تشکیل و پس از آن این مسیر را ادامه می‌دادند، در آمار فرزندآوری تغییر خیلی زیادی ایجاد می‌کرد. در حال حاضر آنچه که اتفاق می‌افتد، این است که دختر خانم می‌خواهد مدرک تحصیلی خود را بگیرد و آقا پسر هم می‌خواهد درس خود را تمام کند و سپس شغلی را به دست آورند و پس از آن ازدواج کنند. این وضعیت، جدای آن آسیب¬های اجتماعی که دارد، باعث فاصله افتادن بین سنین آمادگی برای ازدواج تا ازدواج می¬افتد و بر وضعیت فرزندآوری هم اثر ¬می¬گذارد و با چنین روندی، سال-های بسیار مهمی را از دست می‌دهیم. پژوهش¬های علمی ثابت کرده است که بهترین کیفیت سلول¬های مولد جنینی مثل سلول¬های پایه جنینی (تخمک در بانوان) در سنین جوانی است و وقتی ازدواج را به تعویق می‌اندازیم، از این کیفیت¬های هم خوب فاصله می‌گیریم. آسیب دیگر متوجه خود زنان است چرا که وقتی خانمی که از ابتدا تک بعدی تربیت می¬شود که تا درس می‌خواند، اسم ازدواج نیاورد یا اگر کاری می‌کند، نمی‌تواند ازدواج نماید، چنین افرادی پس از ازدواج، ممکن است از عهده ادامه تحصیل یا کار برنیاید. ما بچه-هایمان را تک بعدی بار پرورش می¬دهیم و به همین علت هر وقت وارد هر قسمت یا بُعدی از زندگی می‌شوند، بعدهای دیگر را رها می‌کنند و از عهده¬اش بر نمی‌آیند. چطور وقتی ما درس می‌خوانیم، غذا خوردن را تعطیل نمی‌کنیم؟ یا بقیه کارهای حیاتی خودمان را تعطیل نمی‌کنیم؟ زندگی باید به همین شکل ادامه داشته باشد و باید عموم دختران و پسران جوان بدانند که ازدواج یک مرحله طبیعی از زندگی است و باید به موقع و در زمان خودش اتفاق بیافتد و نباید آن را به خاطر انجام مثلاً یک کار مشخص مثل تحصیلات یا اشتغال یا هر چیز دیگری به تاخیر انداخت و باید بتوانیم این را درک عمومی ایجاد کنیم. گذشته از مسائل فوق، مسائل دیگر که باعث دشواری ازدواج شده است از جمله تجملات مراسم ازدواج، جهیزیه، مهریه¬های عجیب و غریب و همه این مسائل به سن ازدواج جوانان اضافه می‌کند به گونه¬ای که متأسفانه سن ازدواج در شهرهای بزرگ به 27 یا 28 سال هم رسیده است. در بعضی از کشورها، اقدامات خوبی برای مقابله با این خرافه صورت گرفته است. به عنوان مثال در سنگاپور تبلیغ می¬شود چرا تحصیلاتم را با شریک زندگیم شروع نکنم و ادامه ندهم؟ چرا کسب کارم را با شریک زندگیم شروع نکنم و ادامه ندهم؟ در واقع کشور سنگاپور و کشورهایی که سیاست مشابهی دارند، چنین موضوعاتی را رواج می-دهد و در چنین کشورهایی، دولت¬ها امکاناتی را فراهم می‌کنند تا آن زوج جوان بتوانند در حد نیاز، زندگی خودشان را شروع کنند. تاخیر در فرزندآوری زوجین خرافه دیگری که متاسفانه در فرزندآوری زوجین تاثیر گذاشته است، تاخیر عمدی زوجین در فرزند آوری است. کسانی که به چنین خرافه باور دارند، استدلال می¬کنند که باید فرزندآوری را تا چند سال پس از ازدواج به تاخیر اندازیم تا ببینیم زندگی چه جوری است. متاسفانه این خرافه به عنوان توصیه علمی روانشناسی، مدام از سوی خیلی از مادران و پدران، اقوام، دوستان یا آشنایان زوجین به آنان توصیه می¬شود با این استدلال که عدم رعایت این نکته، باعث می¬شود در سال¬های آتی بدبخت شوید. بر اساس این استدلال، به زوجین جوان توصیه می¬شود که در حال حاضر از زندگی لذت ببرید چرا که بعد از فرزندآوری، دیگر لذت نخواهید برد. در واقع بدبخت شدن را مترادف با فرزندآوری می¬دانند. این یکی از خرافه¬های جدی است چرا که زوجین تا 27-28 سالگی درگیر مقدمات و تمهیداتی چون پایان تحصیلات هستند و تازه وقتی ازدواج کرده می¬کنند، باید چهار یا پنج سال نخست زندگیشان را از هم دست بدهد تا با هم بگردند و ببینند زندگیشان چطور می‌شود. بر اساس مستندات و آمارهای رسمی، بیشترین طلاق¬ها در پنج سال اول زندگی رقم می‌خورد و همین آمارها نشان می‌دهد درصد طلاق زوجینی که در این پنج سال فرزندآوری داشته¬اند، نسبت به زوجینی که در آن سال¬ها اقدام به فرزند آوری نکرده¬اند بسیار کمتر بود. این آمار نشان می‌دهد که زندگی بدون حضور فرزند محکم نمی‌شود و اتفاقاً حضور فرزند، باعث می¬شود زوجین برنامه مشترک و واقعی زندگیشان را بیایند و به دور از انتزاعات، با واقعیت زندگی مواجه بشوند. یکی از وجوه این خرافه، پیوند و ارتباط فرزندآوری با پایان لذت از زندگی زناشویی است. در واقع بر اساس این خرافه، با فرزندآوری لذت زندگی تمام می‌شود و بلاها و مصیبت¬های زندگی شروع می-گردد. در واقع زوجین به جای اینکه بچه و نور چشم خودشان را برکت خانه ببینند، آن را بلای جان و مصیبت و گرفتاری خود تلقی می¬کنند. خود این انگاره که «تا فرصت دارید، خوش باشید» در واقع تایید این نکته است که گویا پس از حضور بچه، یک هیولایی وارد می‌شود و امکان ندارد پس از آن زوجین خوش باشند، در حالیکه این باور یعنی نادیده گرفتن این باور قدیمی که «تقویت و استحکام زندگی و گرما و غنای بیشتر روابط زوجین بعد از حضور فرزندان» است. پس از خرافه اول یعنی تأخیر انداختن ازدواج تا پایان تحصیلات و شروع کار، خرافه دوم یعنی به تاخیر انداختن فرزندآوری تا چند سال پس از ازدواج، فرصت¬های طلایی را ما برای فرزندآوری می‌سوزاند. فاصله انداختن بین فرزند اول و دوم فرض کنید زوجی در 25 یا 26 سالگی ازدواج کردند و بالاخره چند سالی را با هم گذراندند و به سن سی و یک سالگی رسیدند و در این سن، اقدام به فرزندآوری کردند و فرزند اول را هم به دنیا آوردند. حالا به آنان می‌گویند: شما باید بین فرزند اول و دوم فاصله بیاندازید. این هم از خرافه¬هایی است که هیچ مبنای علمی و مبنای سلامتی ندارد. بنده پزشک هستم و با تجربه پزشکی خود عرض می¬کنم که اگر به ذخایر بدن مادر مثل کمبود کلیسم، آهن و موارد دیگر توجه و این کمبودها تأمین بشود و همچنین اگر به تناسب جسمی زنان و مسائلی چون ورزش بانوان توجه بشود، زنان برای فرزندآوری و تولد فرزند دیگر با مانعی مواجه نیستند و به لحاظ پزشکی نیازی نیست که فرزندآوری را به تاخیر اندازند. به بیانی دیگر، تاخیر فرزندآوری مجدد مترادف با اتفاقات بهتر برای سلامت مادر نیست. یکی از نکاتی که ممکن است به آن توجه نشود این است که پس از ده سال فاصله بین فرزندان، ممکن است این مادر نتواند حاملگی دومش را به خوبی سپری کند و به بدنش صدمه وارد می‌شود؛ اما اگر آن توجهات اتفاق بیافتد، با فاصله کوتاه¬تر هم فرزندآوری مجدد امکان¬پذیر است. طبق این خرافه گفته می‌شود که باید بین تولد یک فرزند با فرزند دیگر، سه تا پنج سال فاصله بیفتد و ما از اغلب زوجین این فاصله پنج ساله را می‌شنویم. یا بعضی زوجین هم می‌گویند شش سال فاصله بهتر است و یا این نکته را مکرر از زوجین می‌شنویم که وقتی بچه اول به مدرسه رفت، باید برای آوردن بچه دوم اقدام می‌کنیم. با چنین فاصله¬اندازی، چند اتفاق بد می‌افتد: اولاً هر چه سن بالاتر برود، احتمال این که باروری کاهش پیدا ‌کند، بیشتر می¬شود و بارداری¬های دشوارتر و پرچالش¬تری برای مادر رقم می‌خورد. نکته دوم این است ما باید بدانیم که دو فرزند با فاصله هفت یا هشت سال، دو تا تک فرزند هستند و این موضوع نکته مهمی است. وقتی ما درباره مزایای چند فرزندی صحبت می‌کنیم که چقدر امر تربیت و پرورش فرزندان را راحت می‌کند، درباره بچه¬هایی است که هم سن و سال هم هستند وگرنه بچه¬ای که هشت سال با خواهر یا برادرش فاصله دارد، آنان دو تا تک فرزند هستند و هر کدامشان طعم تک فرزندی را جداگانه کشیده¬اند تا بزرگ بشوند. آنان در سنین بیست سالگی یا سی سالگی، خواهر هم یا برادر هم هستند و به داد هم می‌رسند چرا که آن موقع ارتباطات می‌تواند خوب شکل بگیرد، ولی در سنین کودکی، مادر نمی¬تواند دشواری¬های تربیتی و نگهداری از آنان را کاهش بدهند و تمام آن آسیب¬های تک فرزندی ممکن است ایجاد بشود، در حالیکه با چند فرزندی این موارد خیلی تعدیل پیدا می‌کند. توصیه¬هایی به برای زوجین حالا که این سه خرافه را تبیین کردیم، توصیه ما افراد به طور جدی این است که اولاً زود و به هنگام ازدواج کنند؛ یعنی موقعی که امکان ازدواج را به لحاظ آمادگی روحی و جسمی در خودشان دیدند، و زوج مناسب¬شان را پیدا کردند ازدواج را به تأخیر نیاندازند. پس از ازدواج هم بلافاصله به فرزندآوری اقدام کنند و پس از فرزند اول، فاصله طولانی با فرزند دوم نیاندازند و هر تعداد فرزندی را که می‌خواهند داشته باشند، بین آنان فاصله طولانی نیندازند را که این تاخیرها آسیب¬های دیگری ایجاد می‌کند. خرافه عدم باروری پس از سی وپنج سالگی تصور کنید زوج فرضی ما در 26 سالگی ازدواج کردند و چهار یا پنج سال با هم گشتند و در نهایت در بیست و نه سی سالگی تصمیم گرفتند بچه¬دار بشوند. مادر اولین فرزندش را سی و یک سالگی به دنیا می¬آورد و دومی را با چهار یا پنج سال فاصله در سن سی و پنج سالگی به دنیا می¬آورد و اینجا خرافه دیگری شکل می-گیرد که «مادر بالای سی و پنج سال نباید مادر بشود». این خرافه، رسماً یک خرافه است. یکی از دلایلی که در قدیم می‌گفتند اگر زنی پس از سی و پنج سالگی باردار شود، ممکن است احتمال ابتلا به بعضی مشکلات ژنتیکی در جنین و نوزاد افزایش یابد، برای جامعه¬ای بود که غربال¬گری در آن وجود نداشت. ما غربال¬گری را برای پیر و جوان، از دختر هیجده و بیست ساله تا سنین بالاتر انجام می‌دهیم، بنابراین وقتی در کشورمان غربال¬گری داریم، دیگر نباید محدودیتی داشته باشیم و اگر خانم سی و پنج ساله یا چهل ساله یا چهل و پنج ساله خواست فرزندآوری داشته باشد، با انجام این مراقبت¬ها و در نظر گرفتن این ملاحظات، می‌توانیم به او کمک و با او همراهی کنیم. هم اکنون در جامعه ما، اگر مادر بالای سی و پنج سال بخواهد فرزندآوری داشته باشد یا ناخواسته فرزندآوری اتفاق می‌افتد، مواجهه¬ای که با چنین بانویی می¬شود این است که گویا مرتکب گناه شده است. در انجمن زنان زایمان امریکا Guideline یا رهنمودی منتشر شده است که خیلی جالب است؛ می‌گوید خانم چهل و پنج ساله اگر برای بارداری به شما مراجعه کرد، این مشورت¬ها، آزمایش-ها، تست¬ها و مراقبت¬ها را برای چنین فردی انجام دهید. حتی در آن رهنمود آمده است که اگر خانم پنجاه ساله برای بارداری به شما مراجعه کرد، شما می‌توانید مراقبت¬های مخصوص به خودش را انجام دهید. البته اول باید تذکر بدهید که چون شما پنجاه سال¬تان است، شانس بارداریتان پایین است ولیکن تست¬ها را انجام می‌دهند و هیچ کس را از فرزندآوری منع نمی¬کنند. اگر مادر جوان ما در سی و یک سالگی بچه اولش را به دنیا آورد، خیلی هنر کند و زمان¬بندی درست داشته باشد و در سی و پنج سالگی فرزند دومی را به دنیا آورد، این خانم باید فرزندآوری را تعطیل کند و از سن سی و پنج سال به بالا نباید فرزندآوری داشته باشد. در واقع ما با این خرافه و به طور خودساخته، خودمان را اسیر مجموعه¬ای از باورها و خرافه¬های بی¬ربط به لحاظ علمی می¬کنیم و سنین فرزندآوری سی ساله زنان را به چهار یا پنج سال تبدیل می-نماییم. در واقع اتفاقی که می‌تواند در سی سال رقم بخورد، به چهار یا پنج سال محدود می¬شود، بنابراین زوجین خیلی هنر می‌کنند که در همین فرصت کوتاه، یک و خرده¬ای فرزند را به دنیا می‌آورند؛ یعنی در چنین فضای خرافه¬آلودی تنها امکان تحقق بین یک یا دو فرزند ممکن دارد. ما در مواجهه¬های خودمان با فضای عمومی جامعه باید سعی کنیم به این خرافه¬ها خدشه وارد کنیم و مبنای علمی آنها را زیر سوال ببریم. پرهیز از مواجهه و مقابله با متولیان نظام سلامت البته من یک نکته مهمی در پایان عرض کنم و آن این است که ما در رویکردهای تبلیغی¬مان هرگز بنا نداریم با متولیان نظام سلامت مواجهه و مقابله داشته باشیم چرا که این مواجهه به مرور آسیب ایجاد می‌کند و این انگاره را میان مردم به وجود می¬آورد که ما می‌خواهیم حتی به قیمت ناقص بودن بچه¬هایشان یا به قیمت ناسالم بودن مادران و کودکان، تعداد فرزندان را فقط افزایش بدهیم. برای همین ما در کار تبلیغی و فرهنگی که انجام می¬دهیم یا در جاهایی که برای تبلیغ و کار فرهنگی می‌رویم، هرگز نباید این دو گانه نامطلوب و انگاره تقابل و مواجهه منفی با متولیان نظام سلامت را ایجاد کنیم. عرایضی که بنده گفتم و این خرافه¬های که عرض کردم، تناقضی با محتویات و دستورالعمل¬های نظام سلامت ندارد و در نتیجه قابل طرح است. این که سنین باروری سی ساله را به زنان¬مان برگردانیم تا انشالله تعداد فرزند مطلوب در کشور ما امکان رقم بخورد و امکان وقوع و تحقق پیدا کند. خداوند به ما توفیق بدهد در مسیر صحیح قدم و گام برداریم و در این مسیر کاری که انجام می‌دهیم انشاالله مرضی رضایش باشد و منجر به ایجاد نسل صالح و سالم در آینده ایران اسلامی شود. جمعیت و فرزندآوری( خانواده و جمعیت) - جمعیت و فرزندآوری - قسمت چهارم (طرح هدات (1))
ظرافت ها و نکات تبلیغی - ظرافت ها و نکات تبلیغی 2 - قسمت پنجم (طرح هدات (2))
ظرافت ها و نکات تبلیغی - ظرافت ها و نکات تبلیغی 2 - قسمت چهارم (طرح هدات (2))
چگونگی شکل گیری انقلاب اسلامی ( استاد ابوطالبی) - جگونگی شکل گیری انقلاب ( تک جلسه) - شکل گیری انقلاب (وبینارهای طلیعه ظهور ( ویژه دهه مبارک فجر1399 ))
مهارت فرزند پروری - مهارت فرزند پروری ( زندگی مومنانه) - قسمت سوم (زندگی مومنانه در ایام کرونایی( با محوریت خانه و خانواده با نگاه زندگی اسلامی ایرانی ))
مهارت اقتصادی خانواده - مهارت اقتصادی خانواده ( زندگی مومنانه) - قسمت سوم (زندگی مومنانه در ایام کرونایی( با محوریت خانه و خانواده با نگاه زندگی اسلامی ایرانی ))
مهارت اقتصادی خانواده - مهارت اقتصادی خانواده ( زندگی مومنانه) - قسمت دوم (زندگی مومنانه در ایام کرونایی( با محوریت خانه و خانواده با نگاه زندگی اسلامی ایرانی ))
مهارت حل مسئله - مهارت حل مسئله (استاد هادی) - قسمت چهارم (ویدیو موشن زندگی کرونایی)
بسمه تعالی سلسله درس¬گفتارهای اداره کل آموزش های تخصصی (معاونت فرهنگی- سازمان تبلیغات اسلامی) عنوان درس: فرزندآوری و جمعیت جلسه اول مدرس: خانم دکتر اردبیلی   فهرست بررسی آماری جمعیت کشور 1 اتخاذ سیاست های کاهش جمعیت 2 گذار باروری و جمعیتی در کشورهای غربی 3 فرصت طلایی پنجره جمعیتی 4 کاهش موالید در پنجره جمعیتی 5 کاهش کارآیی فرزندآوری مادران 6 انتقال باروری طبیعی به باروری ارادی 6 ابعاد مختلف فرزندآوری 8 بررسی آماری جمعیت کشور در این جلسه اجمالی از وضع جمعیت کشورمان خصوصاً در چند دهه گذشته را به بحث می¬گذاریم تا بتوانیم بر اساس آن، پیامدهای مختلف وضعیت جمعیت را از ابعاد مختلف بررسی کنیم. در ابتدای قرن چهاردهم هجری شمسی جمعیت ایران حدود ده میلیون نفر بود. کشور ما در این قرن جهش¬ها و حرکت¬های جمعیتی شدیدی را تجربه کرد و اتفاقاتی از جمله قحطی، جنگ و... باعث تنزل جمعیتی در کشور شد و در مواردی جمعیت کشور به حدود نصف تقلیل یافت. در سالهای پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، رشد جمعیت در ایران حدود پنج تا شش فرزند به ازای هر مادر بود؛ یعنی هر زن ایرانی به طور متوسط و در طول دوره باروری، حدود پنج تا شش فرزند به دنیا می¬آورد. این آمار در سال های 1363-1364 ش به شش و هشت دهم فرزند رسید و یعنی در آن سال¬ها، میانگین فرزنآوری هر زن ایرانی در طول دوره باروری به حدود هفت فرزند افزایش یافت. اتخاذ سیاست های کاهش جمعیت در سرشماری سال 1365 ش مسئولان متوجه رشد پنجاه درصدی جمعیت ایران نسبت به سرشماری پیشین یعنی سرشماری سال 1355ش شدند. این نرخ رشد (سه و نه دهم درصد) بالاترین نرخ رشد ایران در چند دهه و یا حتی در طول تاریخ بود. کاهش نرخ مرگ و میر نوزادان، افزایش باروری و فرزندآوری بانوان، افزایش امید به زندگی ایرانیان و در نتیجه افزایش عمر متوسط هر ایرانی و روند رو به افزایش در دیگر شاخص¬ها چون افزایش سلامت، رفاه و شاخص¬های دیگر از جمله عوامل افزایش جمعیت در آن سال¬¬ها (1355-1365 ش) بود. افزایش جمعیت ایرانی در سال¬های فوق باعث شد بر بار و حجم جمعیتی کشور اضافه بشود و وقتی در سال 1366ش، نتایج سرشماری سال 1365 ش را استخراج و بررسی شد، مسئولان به این نتیجه رسیدند که این نرخ رشد، رشد خیلی سریعی است. از همان زمان بحث¬ها و بررسی¬ها درباره اعمال سیاست¬های تهدید نسل و کاهش فرزندآوری آغاز شد در حالی که فضا برای طرح این بحث¬ها در کشور فراهم نبود و به گفته مسئولان و مجریان این دیدگاه، هم مردم هم مسئولان درجه اول کشور خیلی همراهی با این بحث نداشتند. به تدریج کمبودهای ناشی از فشار جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و شرایط تحریم و... بار دیگر زمینه را برای طرح این سیاست فراهم کرد و از سال 1368 ش مصوبه¬های اولیه برای شروع اعمال سیاست¬های کاهش فرزندآوری در کشور به تصویب رسید. بر اساس این مصوبه¬ها، سیاست¬های کاهش جمعیتی از سال 1369 ش تدوین و در سال 1370 ش برای اجرا ابلاغ شد. هدف این سیاست¬ها، کاهش نرخ فرزندآوری هر مادر ایرانی از حدود شش و هشت دهم به زیر چهار فرزند بود و متعاقب آن، این سیاست از همان سال و سال 1371 ش با جدیت، شدت و حدت اجرایی شد. واقعیت این است که ایران در همان زمان به هدف فوق (میانگین چهار فرزند) رسیده بود و نگاهی نمودارهای جمعیتی نشان می‌دهد که از حدود سال¬های 1363-1364 ش، ایران به دلایل مختلفی، دوره اوج یا قله فرزندآوری را گذرانده و کاهش فرزندآوری در کشور شروع شده بود. طبق آمارها، از سال 1365 ش تا سال 1375 ش (ظرف یک دهه)، نرخ فرزندآوری از شش و هشت دهم فرزند به ازای هر زن ایرانی، به حدود دو فرزند رسید و این عدد خیلی عدد کلیدی است. در جمعیت¬شناسی اصطلاحی با عنوان «نرخ باروری جایگزین» وجود دارد؛ یعنی اگر یک زوج، دو فرزند بیاورند، گویا تغییر جدی در کمیت جامعه اتفاق نیفتاده است. البته باید نرخ مرگ و میر را از میزان کم کرد. در واقع اگر زوجین، دو و یک دهم فرزند به دنیا بیاورند، این آمار باعث می‌شود تا تعادل نسبی جمعیتی به لحاظ کمی باقی بماند. گذار باروری و جمعیتی در کشورهای غربی بحث گذار باروری و گذار جمعیتی، قبل از ایران در کشورهای غربی هم رخ داده بود و اروپا و آمریکا، خصوصاً کشورهای اروپایی این دوره را تا حدی پشت سر گذاشته¬اند. این روند یعنی کاهش آمار و میانگین فرزندآوری از شش یا هفت فرزند به نرخ جایگزین، در برخی کشورها حدود هفتاد سال الی صد سال طول کشید، اما این روند در کشور ما در یک دهه این اتفاق افتاد. آن چیزی که در این رابطه نگران کننده است و در بحث از پیامدهای این روند در جلسات آتی عرض خواهم کرد، نگرانی عدم تعادل هرم سنی جمعیت در ایران است. عدم تعادل ناشی از سرعت کاهشی شدن نرخ باروری که پیامدهایی در آینده جمعیتی ما خواهد داشت، ممکن است یکی از بدترین عدم تعادل¬های جمعیتی باشد که در آینده ما شاهد آن خواهیم بود، به دی حتی هیچ کشور دیگری این اندازه از عدم تعادل را تا به حال تجربه نکرده باشد. این موضوع باعث می‌شود همه کشورها، وقتی نرخ باروری¬شان به حدود جایگزین و زیر جایگزین رسید، سیاست¬هایشان را به سمت افزایش فرزندآوری تغییر ‌دهند و این قاعده¬ای جهانی است. کشور ما دقیقاً دو دهه یا بیست سال است که به زیر نرخ جایگزین باروری رسیده است و قاعدتاً باید از بیست سال پیش سیاست¬های ما به سرعت به سمت ابقای باروری جایگزین تغییر پیدا می‌کرد و حتی از آن هم فراتر می¬رفت ولی متأسفانه اتفاقی نیفتاده است و به تعبیر مقام معظم رهبری (مد ظله العالی)، شیر آبی است که باز مانده و در واقع به آن توجهی نشده است. به تعبیر بهتر، به این سیاست به صورت زمانمند به آن نگاه نشد و تغییر به موقع ایجاد نگردید و متأسفانه عواقب بدی را ایجاد کرد. فرصت طلایی پنجره جمعیتی در وضعیت فعلی، قسمت خوب قضیه یا به اصطلاح نیمه پر لیوان این است که ایران هنوز در فرصت طلایی پنجره جمعیتی قرار دارد. پنجره جمعیتی به مقطع یا وضعیتی اطلاق می¬شود که تعداد افراد در سنین جوانی و فرزندآوری، تعداد قابل توجهی باشد. پنجره جمعیتی در کشورهای مختلف ویژگیهایی دارد و نمی¬خواهم وارد بحث¬های تخصصی ‌بشوم اما به ذکر این نکته اکتفا می¬کنم که این نسبت، حدود چند دهه، فرصتی را برای رشد اقتصادی، رشد علمی، فرزندآوری، تعدیل جمعیت و... در کشورها فراهم می‌آورد، بنابراین باید از این فرصت به بهترین نحو استفاده بشود. کشور ما بیش از نصف این فرصت را گذرانده است و در واقع بیش از دو دهه است که از این فرصت گذشته است و ما کمتر از دو دهه دیگر فرصت داریم تا از این وضعیت استفاده کنیم. به بیانی دیگر، پیک هرم سنی جمعیتی ما که متولدان دهه 1360 ش هستند، هنوز در سنین فرزندآوری قرار دارند و می‌توانند برای تحقق طرح و نقشه بهتر جمعیتی در آینده، به کشورمان و خودشان کمک کنند. البته بودن در این فرصت جمعیتی الزاماتی دارد که سعی می‌کنم در بخش سیاست¬گذاری جمعیتی به آن بیشتر بپردازیم. کاهش موالید در فرصت پنجره جمعیتی در طول چند سال اخیر که هنوز جوانان دهه 1360 ش در سن فرزندآوری هستند، انتظار داشتیم نرخ باروری در کشور افزایش یابد ولی چنین هدفی محقق نشده است. برخی از افراد بر این باورند که ما نزدیک به نرخ جایگزینی جمعیتی قرار داریم و وضعیت ما خیلی بحرانی نیست اما آمارها نشان دهنده جدی بودن وضعیت جمعیتی ما است و در این قسمت به برخی از این آمارها اشاره می¬کنم. یکی از این واقعیت¬ها، کاهش موالید است. چهار سال پیاپی است که تعداد موالیدمان سالانه حدود صد هزار نفر کاهش پیدا می‌کند؛ یعنی در طول چهار سال گذشته، سیصد و هفتاد هزار نفر از موالید ما کم شده است. آمار موالید در چهار سال گذشته حدود یک و نیم میلیون نفر بود و حالا به کمی بیش از یک میلیون و صد هزار نفر رسیده است. متأسفانه انتظار می¬رود این آمار و نرخ باروری در سال 1399-1400 ش به خاطر وقوع بیماری همه¬گیر کووید 19 (کرونا) بیش از این میزان هم کاهش پیدا بکند. به بیانی دیگر ما وسط فرصت پنجره جمعیتی، با قضیه کرونا هم مواجه شدیم و این خودش وضعیت ما را حساس¬تر می‌کند. کاهش کارآیی فرزندآوری مادران نکته دیگر درباره نرخ باروری این است که در طول یک دهه که سن باروری متولدان دهه 1370 ش شروع شده است، انتظار تعدیل بیشتری داشتیم امام چنین انتظای محقق نشده است. هم اکنون مادران در سن باروری و فرزندآوری، دو برابر دهه 1360 ش هستند اما موالیدمان نصف دهه 1360 ش است. این اتفاق یعنی اینکه در واقع کارآیی فرزندآوری مادران ما نسبت به مادران دهه 1360 ش یک چهارم شده است و این آمار، آمار خیلی پایینی است و ما را از قضیه عقب می‌اندازد. انتقال باروری طبیعی به باروری ارادی خیلی از افراد سوال می‌کنند که ما در گذشته شرایط حاد جمعیتی داشتیم به گونه¬ای که یک زمانی مدارس سه شیفته و دو شیفته بود و الان تعدیل پیدا کرده و شمار این گونه مدارس کاهش یافته است و اگر سیاست¬های افزایش جمعیتی و فرهنگ¬سازی برای افزایش فرزندآوری ادامه پیدا کند، ممکن است دوباره به اصطلاح از آن طرف بام بیافتیم و دوباره افزایش جدی جمعیتی اتفاق بیافتد. در پاسخ به چنین فرضی، من با توجه به مطالعات تطبیقی که درباره آمار جهانی جمعیت انجام داده¬ام، عرض می‌کنم که تکرار چنان وضعیتی تقریباً غیر ممکن است چرا که در جهان، مردم از باروری طبیعی یعنی فرزندآوری زوجین به هر میزان که پیش می‌آید و در طول زندگی برایشان مقدر است، به باروری ارادی رسیده¬اند. همچنین امروزه لوازم جلوگیری از بارداری در دسترس عموم افراد یک جامعه قرار گرفته است و علاوه بر آن مردم با روش¬های استفاده از آن لوزام هم آشنا هستند و هم فرهنگ استفاده از آن روش¬ها ایجاد شده است، بنابراین باروری و فرزندآوری طبیعی که بسترساز رشد جمعیت در گذشته بود، رخ نخواهد داد. این اتفاق در دهه 1360 ش در کشور ما رخ داد و در کل کشور، باروری ارادی جایگزین باروری طبیعی شد. کشورهایی که این مرز را طی کرده¬اند و از باروری طبیعی به باروری ارادی منتقل شده¬اند، با تمام سیاست¬های تشویقی جمعیتی، هرگز نرخ باروری بالا را تجربه نکرده¬اند. به عنوان مثال سیاست¬های تشویقی جمعیتی در کشورهای اروپایی و آمریکایی اجرا شد، در حالی که میانگین باروری افزایش محسوسی نیافت. به عنوان مثال در ایرلند دو و یک دهم و در فرانسه به یک و نه دهم رسید و در کشورهایی که اوج این تشویق¬ها در آنجا صورت گرفت، به حدود نرخ باروری جایگزین رسید. در حال حاضر در دنیا هیچکس نگران رسیدن به نرخ¬های باروری چهار، پنج، شش یا هفت فرزند نیست. در نتیجه اگر ما خیلی هنر کنیم و در این زمینه تلاش کنیم تا این تعدیل اتفاق بیافتد، در همین حد و حدود نرخ باروری جایگزین محتمل و ممکن خواهد بود. امروزه تقریباً هیچ کشوری در دنیا نگران این مساله نیست. کشورهای دیگر با اجرا کردن سیاست¬های تشویقی، حتی چندین برابر کشور ما، نرخ باروری¬شان را دوباره به نرخ جایگزین حدود دو فرزند یا کمتر یا اندکی بیشتر رسانده¬اند. همچنین نرخ باروری در برخی از کشورها از جمله کشورهای اتحادیه اروپا که حدود پنج درصد جی دی پی خودشان را خرج این قضیه می¬کنند و هزینه بسیار با بودجه¬های کلان (نسبت به جمعیت¬شان) به این موضوع اختصاص می¬دهند، چیزی حدود یک و هشت دهم یا یک و هفت دهم درصد است و با همین هم خوشحالند و به این راضی هستند. موضوع جمعیت و فرزندآوری ابعاد دیگری هم دارد مثل فرایند تغییر و تعادل جمعیت، هرم سنی جمعیت، بحث¬های مربوط به مهاجرت، ابعاد مربوط به سالمندی و مباحث دیگر که در جلسات دیگر به شکل موثر و مفیدی به آن ابعاد خواهم پرداخت. انشاالله این بحث¬ها و اطلاع¬رسانی عمومی از وضعیت واقعی، حقایق جمعیتی و آمار جمعیتی و آنچه در کلان روندهای جهانی می‌گذرد و در روندهای داخلی ما در حال گذر است، به ما در فرهنگ¬سازی در این زمینه کمک کند تا خودمان بهتر عمل کنیم و با تشخیص صحیح و با بصیرت کافی و نیت خالص در این راه مهم، گام¬های موثری برداریم. جمعیت و فرزندآوری( خانواده و جمعیت) - جمعیت و فرزندآوری - قسمت اول (محتوای مسابقه فصل بندگی ( ویژه ماه شعبان))
بسمه تعالی سلسله درس¬گفتارهای اداره کل آموزش های تخصصی (معاونت فرهنگی- سازمان تبلیغات اسلامی) عنوان درس: فرزندآوری و جمعیت جلسه دوم مدرس: خانم دکتر اردبیلی   فهرست پیامدهای کاهش نرخ باروری و فرزندآوری 1 اهمیت کمی افزایش جمعیت 1 هرم سنی جمعیت 3 بحران سالمندی 5 متوقف شدن رشدعلمی واقتصادی 7 آسیبهای امنیتی عدم افزایش جمعیت 7 نحوه مواجهه شدن با بحران سالمندی 9 پیامدهای کاهش نرخ باروری و فرزندآوری در این جلسه به پیامدهای کاهش نرخ باروری و فرزندآوری در کشورمان و ابعاد مختلف آن می¬پردازیم. در واقع می¬خواهیم این موضوع را بررسی کنیم که آیا واقعا کاهش نرخ باروری و فرزندآوری در زندگی ما موثر است یا نه؟ اگر موثر است، این تاثیر در آینده کوتاه مدت و دراز مدت کشور ما تا چه اندازه است و چه تأثیری برای عموم جامعه دارد؟ اهمیت تعادل جمعیت تعادل سنی و کیفیت جمعیت اولین و مهم¬ترین نکته در بحث جمعیت است. وقتی که مدام بر عدد و کمیت جمعیت تأکید می‌کنیم، ممکن است مقاومت¬های زیادی از طرف عموم جامعه یا حتی بعضی از افراد خبره صورت بگیرد و استدلال کنند که ایران هم اکنون هشتاد میلیون جمعیت دارد و آیا ما همین تعداد را به بهترین نحو مدیریت کرده¬ایم؟ آیا از همه امکانات استفاده کرده¬ایم؟ آیا این تعداد جمعیت، همه زندگی خوبی دارند؟ چرا باید بخواهیم جمعیت ایرانی را زیاد کنیم؟ پرسش¬ها و بحث¬هایی از این دست زیاد مطرح می‌شود، اما وقتی بحث درباره کیفیت جمعیت در جامعه ایرانی متمرکز می‌شود، این مقاومت¬ها شکسته می‌شود، ضمن اینکه هدف کمیت هم تحقق پیدا می¬کند. اگر نرخ باروری را به یک حد متعادل و به یک میزان خوبی یعنی بالای سطح جایگزینی جمعیتی برسانیم، کمیت جامعه ایرانی هم حتماً افزایش پیدا خواهد کرد. بنابراین تمرکز بحث درباره افزایش فرزندآوری، بیشتر معطوف به بحث کیفیت است. البته بدیهی است که افزایش جمعیت ایران و به تبع آن جمعیت مسلمان، واجد اهمیت است به خصوص که کمیت جمعیت در دنیا، یکی از معیارهای قدرت است و در مواردی، کشورها بر اساس جمعیت رده-بندی می¬شوند و به همین علت وقتی آمارهای جهانی را در یک چشم¬انداز بیست یا سی سال آینده در نظر بگیرید، ایران را که هم اکنون به خاطر معیار جمعیتی، از قدرت¬های برتر است، از نظر جمعیتی از جمع ده یا بیست کشور برتر دنیا خارج می‌شود. به عنوان مثال، در این مدت درصد مساحت سرزمین¬مان نسبت به دنیا تغییر نمی¬کند و آن چیزی که در شاخص¬های قدرت ما تغییر می¬یابد و در آمارهای جهانی انعکاس پیدا می¬کند، امکان خروج ایران از جمع ده قدرت و سپس بیست قدرت برتر دنیا به خاطر جمعیت است. به همین علت قطعاً کمیت جمعیت مهم است و در دنیا تبعات امنیتی، سیاسی و قدرتی دارد. با این وجود این، در بحث¬های تبلیغی در داخل کشور، تمرکز بیشتر روی کیفیت است. گاهی اوقات، بحث¬های حاشیه¬ای پیش می‌آید، مثل افزایش جمعیت فلان اقلیت یا کاهش کمیت ما که واقعاً این بحث¬ها در سیاست¬گذاری¬های کلان نظام جمهوری اسلامی جایگاهی ندارد و اضافه شدن تک تک فرزندان ایرانی برای جامعه ما فرصت تلقی می‌شود و باید از بحث¬های اختلافی و انحرافی در این رابطه حتماً پرهیز بشود. هرم سنی جمعیت موضوع هرم سنی یک منطق ساده¬ای دارد؛ جمعیتی که در سن جوانی یا سن کار کردن و چرخاندن چرخ¬های کشور و ایجاد درآمد اقتصادی برای کشور قرار دارند و مولد اقتصادی برای کشور هستند، از اهمیت زیادی برخوردارند. این افراد محدوده سنی دارند و جوانان و میانسالان (از آغاز میانسالی تا پایان میانسالی) را شامل می¬شود. در واقع جوانی که تحصیلاتش تمام می‌شود و از هیجده یا بیست سالگی وارد بازار کار می‌شود، توان کار و توان تولید درآمد را دارد و تا حدود شصت یا شصت و پنج سالگی مولد است. در آمارهای مختلف از این افراد به عنوان افراد در سنین کار نام برده می¬شود. در دو سر این طیف، کودکان و نوجوانان و سالمندان قرار دارند که گرچه بسیار ارزشمند هستند، ولی عموماً از دایره تولید اقتصادی خارج می‌شوند. تعداد محدودی از این افراد ممکن است کماکان به درآمدزایی ادامه بدهند ولی تولید علمی و درآمدزایی اغلب بر عهده جوانان و میانسالان است. اگر در کشوری، از کمیت این جمعیت مولد کاسته شود و بر آمار و تعداد کودکان و نوجوانان و سالمندان افزوده شود، به نوعی ورشکستگی در آن کشور اتفاق می‌افتد؛ یعنی کمر جمعیت جوان، زیر بار هزینه¬های کل جمعیت می‌شکند و چنین جمعیتی، توان تامین هزینه¬های کل کشور را ندارد. با ذکر مثال ساده¬ای این بحث را تبیین می¬کنم؛ یکی از مهم¬ترین بحث¬ها، بحث حق بیمه¬ها است. حق بیمه ما به شکل هم¬زمان پرداخت می‌شود؛ یعنی کسانی که سر هر کاری بودند و تمام عمرشان حق بیمه پرداخت می¬کردند، وقتی به سنینی بازنشسته می¬رسند، می‌خواهند از حاصل یک عمر زحمتی که برای کشور کشیده¬اند، استفاده کنند. در واقع حق¬شان است و باید درآمد پایه¬ای برایشان ایجاد بشود و از حداقل وضعیت سلامت و رفاه برخوردار شوند. این افراد در واقع از حق بیمه کسانی که هم اکنون در سنین کار هستند، استفاده می‌کنند، به چه معنا؟ یعنی باید تعداد جوانانی که الان در سنین کار هستند و برای آینده خودشان حق بیمه پرداخت می‌کنند، به حدی باشد که از عهده پرداخت حقوق بازنشستگی و بیمه¬های بازنشستگان بر بیاید و اگر این عدد کم بشود، صندوق¬های بازنشستگی و بیمه¬ها همه ورشکست می‌شوند و از عهده تامین مخارج بازنشستگان بر نخواهند آمد. همین الان هم گاهی اوقات، نشانه¬های این قضیه در آینده دیده می‌شود. در نتیجه اگر کمیت جمعیت جوان ما نسبت به جمعیت غیر مولد کاهش پیدا کند، مشکلاتی رخ خواهد داد و این مساله یکی از مشکلات جدی ما در آینده خواهد بود. بحران سالمندی یکی سوال¬هایی که همیشه و در بحث از جمعیت مطرح می‌شود، این است به ما چه که آینده کشور چی می‌شود؟ مگر ما مسئولیم؟ ما به اصطلاح همین حال و دم را غنیمت می‌شماریم و می‌خواهیم زندگی خودمان را بکنیم. اتفاقاً کسانی که این حرف را می‌زنند، جوانانی هستند که امروز در سنین فرزندآوری قرار دارند و در برابر افزایش فرزندآوری مقاومت می¬کنند. این جوانان حتی نمی‌خواهند برای کشور کاری کنند و برای آینده شخص خودشان و خانواده¬شان قدمی بردارند. به همین علت اولین گروه سالمندانی خواهند بود که با این بحران (بحران سالمندی که بخشی از آن را در مثال بالا تبیین کردم) مواجه خواهند شد. البته این مشکلات محدود به بیمه و پرداخت¬ها نیست، بلکه این افراد به لحاظ حمایت¬های مختلفی که باید از سالمندان داشته باشند و احترامی که باید به آنان گذاشته بشود هم مشکل پیدا خواهند کرد. شما دو زوج تک فرزندی را تصور کنید که هر دو تک فرزند آنان در سنین کار و درآمدزایی هستند. آنان، خودشان یک فرزند دارند در حالی که پدر و مادر هر دو زوج (خانم و آقا)، به سنین سالمندی رسیده¬اند. فرض کنید مثلا هر کدام از این تک فرزندان، یک عمه یا عموی مجرد هم داشته باشند. اگر این تک فرزندان، چند فرزند بودند، از عهده رسیدگی، مراقبت، حمایت عاطفی و همراهی سالمندان (پدر و مادر خودشان و همسرانشان و بستگان نزدیک چون عمه و...) برمی¬آمدند و مثلاً یک مقاطعی در هفته یا ماه می‌توانستند برای والدین¬شان وقت بگذارند، ولی وقتی این زوج می‌بینند که باید از شش نفر سالمند مراقبت کنند، قضیه خیلی دشوارتر و پیچیده¬تر می‌شود. این الگو این را می-توان به بقیه ابعاد جامعه تعمیم داد. یکی دیگر از پرسش¬هایی که زیاد مطرح می‌شود، این است که: اگر جامعه سالمند بشود، به سبب تجربیات زیادی که سالمندان دارند، باعث می‌شوند حجم تشنج¬ها و حرکات تکانه¬ای و آسیب¬های اجتماعی کاهش یابد. این استدلال در صورتی درست است که تعادل در جامعه به لحاظ جمعیتی وجود داشته باشد. سالمندان حتماً برای جامعه قابل احترام هستند، اما ما عقیده داریم در یک نظام و جامعه اسلامی، باید شرایطی فراهم کنیم که افراد سالمند در آرامش و رفاه باشند و مراقبت¬ها، حمایت¬های عاطفی، همراهی¬ها و همدلی¬های کافی را دریافت کنند. دقیقا به همین علت معتقدیم که این وضع (بر هم خوردن تعادل جمعیتی و کاهش جمعیت جوان کشور) برای سالمندان و برای خود جامعه هم دشواری¬هایی ایجاد خواهد کرد. وقتی چرخ¬های صنعت، اقتصاد و کشاورزی نیروی کافی نداشته باشد تا آن را به حرکت در بیاورد، کشور به سبب خالی ماندن این ظرفیت¬ها، با یک آسیبی مواجه می‌شود؛ مسئله¬ای که کشورهای اروپایی با آن مواجه شدند و با مهاجرت این مساله را حل کردند. البته مهاجرت هم مشکلات خودش را دارد چرا که اولا تکثر و تنوع فرهنگی با مهاجرت اتفاق می‌افتد و افرادی که در آن جامعه غریب هستند، وارد می‌شوند. ثانیا باید درباره ساماندهی مهاجرت هم تدبیری اندیشده شود. کشور ما هنوز هم سیاست مهاجرپذیری قوی ندارد بنابراین افزایش مهاجرت، دشواری¬هایی برای ما خواهد داشت. یکی از بحث¬ها یا دشواری¬های مهم، بحث¬های فرهنگی و اجتماعی خواهد بود. بُعد دیگر افزایش مهاجرت این است که اغلب مهاجران بعد از یک نسل، مثل افراد همان کشور فرزندآوری می‌کنند؛ یعنی مهاجری که در کشور خودش شش یا هفت فرزند به دنیا می‌آورد، وقتی وارد کشور مهاجرپذیر می‌شود، بعد از یک نسل، آنان هم مثل جمعیت اصلی کشور مهاجرپذیر، تک فرزند و دو فرزند می‌شوند، در نتیجه مهاجرت، مشکل جمعیت ما را حل نخواهد کرد و فقط می‌تواند آن را مقداری به عقب بیاندازد. البته مهاجران هم به سن سالمندی خواهند رسید و آن هم بر دشواری ماجرا خواهد افزود. تنها راه حل اساسی برای جبران بخش جدی پیامدهای کاهش جمعیت و جلوگیری از پیامدهای عدم تعادل جمعیت در ایران، فرهنگ فرزندآوری است و باید این فرهنگ را در ایران به درجه مطلوبی افزایش و ارتقا داد. متوقف شدن رشدعلمی و اقتصادی یکی دیگر از مشکلات جدی ناشی از کاهش جمعیت که می‌تواند در جامعه ایرانی در آینده اتفاق بیافتد، متوقف شدن رشد علمی و اقتصادی است. همه کشورهایی که جهش¬های علمی و اقتصادی را پشت سر گذاشته¬اند، در مقاطعی به چنین جهش¬هایی دست یافتند که از جمعیت جوان برخوردار بودند و پویایی جمعیتی قابل توجهی داشتند. هم اکنون همان کشورها میراث¬دار نرخ رشد اقتصادی یا علمی هستند که در آن سالها ایجاد شده است و در حال حاضر فقط سعی می‌کنند از دوران اوج رشد علمی و اقتصادی فاصله نگیرند و افتی نداشته باشند وگرنه خودشان هم دیگر توقع جهش¬های علمی و اقتصادی ندارند. حتی کشورهای نسبتاً توسعه یافته در دنیا هم در معرض رکود صنایع کشاورزی، منابع غذایی و.. هستند که در این جلسه وارد جزئیات آن نمی‌شویم. آسیب¬های امنیتی عدم افزایش جمعیت بحث اقتدار و امنیت هم از دیگر بحث¬های مهمی است که می¬تواند تحت تاثیر کاهش جمعیت قرار بگیرد. وقتی نیروی جوان و کافی برای پاسداری از مرزهای کشور پهناوری مثل ایران وجود نداشته باشد، اقتدار و امنیت کشور پهناورمان هم از آن متاثر می¬شود. به خصوص با توجه به موقعیت جغرافیایی ایران و قرار گرفتن در منطقه پرتنش خاورمیانه که هر لحظه ممکن است کشورهای دیگر طمع کنند یا قدرتهای بزرگ جهانی به مرزهای این کشور حمله کنند، اهمیت این مساله دو چندان می¬شود. اگر جمهوی اسلامی ایران، دوران دفاع مقدس را با سربلندی و بدون حمایت کشورهای و قدرت¬های بزرگ پشت سر گذاشت، یک بُعدش حضور جمعیت جوان و پویا با آمار بالا در مرزهای کشورمان بود. ما اگر این نیروی موثر را نداشته باشیم، متأسفانه اقتدار و امنیت کشورمان هم به شدت دچار مشکل خواهد شد. همایشی در کشور ارمنستان که از نرخ باروری خیلی پایینی برخوردار است، برگزار شد. مسئولان ارمنستانی در آن همایش می‌گفتند که حتی تعداد سربازی که باید از مرزهای کشورمان دفاع کنند نداریم و از عهده دفاع از این مرزها بر نمی‌آییم و روسیه از مرزهای ما پاسداری و حمایت می‌کند. چنین وضعیت¬هایی در کشور ما هم وجود دارد به ویژه شرایط خاصی که کشورمان دارد و حساسیت¬های ویژه جهانی که همیشه از قدرت گرفتن ملت مسلمان در همه جای دنیا هراس دارند و همچنین طمع قدرت¬های بزرگ بر این سرزمین، باعث می¬شود تا برای آینده ایران، نگرانی¬هایی از این دست بیشتر دیگر کشورها متصور شود. زبیگینو برژینسکی، از نظریه¬پردازان آمریکایی چند سال پیش گفته بود که در مواجهه با ایران درباره موضوع هسته¬ای، کار را به بحران نکشانیم بلکه در تعامل با ایران باید نگاه درازمدت داشته باشیم و در این صورت بهتر به نتیجه می‌رسیم. از نظر برژینسکی، بازی درازمدت با ایران، بازی جمعیتی است و طبق این تحلیل، اگر نرخ فرزندآوری ایران سال¬ها کاهش پیدا ‌کند، آن کشور (جمهوری اسلامی ایران) در دراز مدت توانی برای مقابله با ما نخواهد داشت و آن موقع ما می‌توانیم منافع خودمان را بیشتر در منطقه تثبیت کنیم. این تحلیل هم اکنون توسط بسیاری دیگر از استراتژیست¬های آمریکایی مطرح می‌شود. ایران کشوری است که پر سرعت¬ترین کاهش نرخ باروری را در دنیا داشته است. در واقع این تحلیل¬ها، دیدگاه¬های اندیشمندان مطرح جهانی است و به همین علت قاعدتاً باید انتظار داشته باشیم که در آینده اتفاقات خاصی در این کشور بیافتد. البته همه این تحلیل¬ها قابلیت قابل جلوگیری، تعدیل و اصلاح را دارد چرا که ما هنوز در فرصت پنجره جمعیتی قرار داریم. نحوه مواجهه شدن با بحران سالمندی یکی از ویژگی¬های جمعیتی ایران، حرکت به سمت پدیده سالمندی است. این پدیده معلول چندین علت است از جمله افزایش امید به زندگی، کاهش نرخ باروری و حرکت متولدان دهه 1360 ش به سن سالمندی. چنانچه پیشتر گفته شد، اوج جمعیت ایران در دهه 1360 ش رقم خورد و وقتی متولدان آن دهه به سن میانسالی و سالمندی برسند، جامعه به شکلی جدی با پدیده سالمندی مواجه خواهد شد. ما باید در این مقطع زمانی و برای جلوگیری از شکل¬گیری پدیده سالمندی، تصمیم بگیریم که چگونه با این پدیده مواجه بشویم. آیا باید با یک الگو و هرم سنی متوازن¬تری مواجه بشویم یا با یک الگوی به هم ریخته¬ که حتی امید به بهبود آن در آینده هم وجود ندارد؟ در واقع تصمیم امروز ماست که چشم¬انداز و نقشه راه آینده جمعیتی ما را مشخص می‌کند و آن اینکه یا یک شکل تعادل یافته و نظام¬مندی داشته باشیم یا شکل به هم ریخته که بحران¬های بزرگی را برای ما رقم خواهد زد. انشالله خداوند به ما توفیق بدهد و کمک کند تا به بهترین شکل، هم خودمان در این زمینه اقدام کنیم و هم در جامعه این موج و جریان ارزشمند و پربرکت را ایجاد کنیم. جمعیت و فرزندآوری( خانواده و جمعیت) - جمعیت و فرزندآوری - قسمت دوم (محتوای مسابقه فصل بندگی ( ویژه ماه شعبان))
بسمه تعالی سلسله درس¬گفتارهای اداره کل آموزش های تخصصی (معاونت فرهنگی- سازمان تبلیغات اسلامی) عنوان درس: فرزندآوری و جمعیت جلسه سوم مدرس: خانم دکتر اردبیلی   فهرست پیشران¬ها و نیروهای موثر برآینده جمعیتی کشور 1 اثرگذاری پیشران اقتصادی بر جمعیت 1 پیشران فرهنگی مهم¬ترین عامل اثرگذار بر نرخ جمعیت 5 فرهنگ دینی و اعتقادات ما نسبت به فرزندآوری 6 مسئله ناباروری 7 عامل بودن در پیشران فرهنگ 8 بسم پیشران ها و نیروهای موثر برآینده جمعیتی کشور در ادامه بحث پیرامون مسائل جمعیتی و فرزندآوری در ایران، در این درسگفتار بحث را درباره پیشران¬ها و نیروهای موثر بر آینده جمعیتی کشور پی می¬گیریم. در واقع آنچه که می‌تواند در این حوزه موثر باشد، نیروها و قواعد بازی و زمینه¬های متعددی را شامل می-شود و هدف ما بررسی میزان تاثیر این زمینه¬ها یا نیروها و قواعد بر فرزندآوری و مسائل جمعیتی است. اثرگذاری پیشران اقتصادی بر جمعیت جمعیت یک موضوع ذوالابعاد است و در یک نگاه سیستماتیک و نظام¬مند، تقریباً هیچ بعدی از ابعاد اجتماعی نیست که به شکلی در تعامل و رفت و برگشت با جمعیت نباشد. همه ابعاد فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی- امنیتی که پیشتر به بخشی پیامدهای وضعیت جمعیت درباره این حوزه¬ها اشاره داشتیم، با موضوع جمعیت ارتباط مستقیمی دارند. در این قسمت می‌خواهیم ببینیم مهم¬ترین این ابعاد کدامند. از نخستین موضوعاتی که در صحبت از جمعیت مطرح می¬شود و به ویژه زوج¬های جوان در پاسخ به چرایی بچه¬دار نشدن به آن اشاره می¬کنند، مسائل اقتصادی است. همچنین هر جا که درباره فرزندآوری و جمعیت صحبت می‌شود، عموماً مخاطبان گلایه¬های اقتصادی را مطرح می‌کنند و می¬گویند که اقتصاد از همه چیز مهم¬تر است و به مسائلی چون گرانی پوشک بچه، شیر خشک، هزینه نگهداری بچه، شهریه مدارس و... اشاره می¬کنند و در نهایت تاکید می¬کنند که در این مقطع زمانی، فرزندآوری خیلی دشوار است و اگر فکری برای این موارد نشود، ما هرگز نمی‌توانیم فرزندان بیشتری بیاوریم و به همین علت نیز خیلی از زوجین جوان در برابر فرزندآوری مقاومت می‌کنند. آنان اغلب دیرتر بچه¬دار می‌شوند تا وضع اقتصادی¬شان بهتر بشود و حتی آن دسته از زوجینی که یک فرزند دارند، با استناد به مسائل اقتصادی، می‌گویند که نمی‌توانیم فرزند بیشتری داشته باشیم. مشکل اقتصادی مسئله جدی است و ما پیشران اقتصادی را در تحقق وضعیت مطلوب جمعیتی¬مان پیشران نیرومندی می‌دانیم. اساسا موضوع فرزندآوری برای زوجین، مصداق یک سرمایه¬گذاری و برنامه-ریزی درازمدت است و زوجین هر اندازه در شرایط ثبات، آرامش و تعادل بیشتری باشند، زودتر می‌توانند به فرزندآوری اقدام کنند. به بیانی دیگر وقتی آنان احساس کنند که در وضعیت درآمدی و امکانات معیشتی¬شان بی¬ثباتی و متزلزلی قرار دارند، چنین وضعیتی در تصمیم¬گیری آنان برای فرزندآوری اثر می¬گذارد. پرسشی که در این میان طرح می¬شود، این است که اگر تمام مسائل اقتصادی چون تورم و بیکاری حل بشود و سیاست¬گذاری مناسب درباره مشوق¬های اقتصادی تدوین و اجرایی بشود، آیا مشکل جمعیت ما حل می¬شود؟ متأسفانه باید بگوییم که حل نمی¬شود و شواهدی بر این قضیه وجود دارد؛ نخست آنکه دهک بالای اقتصادی جامعه یعنی مرفه¬ترین دهک جامعه ما که بیشترین درآمد اقتصادی را دارند، کمترین آمار فرزندآوری را دارند و این آمار نشان می‌دهد که صرف رفاه و درآمد اقتصادی، مسئله فرزندآوری را حل نخواهد کرد. از آن گذشته کشورهایی که درآمدشان از کشور ما بالاتر است، مشکل فرزندآوری دارند؛ یعنی آنها هم در رابطه با این قضیه با مشکل مواجهند. بنابراین با استناد به این دو دلیل می¬توان گفت که اقتصاد شرط لازم برای فرزندآوری است، اما مطمئنا شرط کافی نیست. به عبارت دقیق¬تر، اگر همه سیاست¬های اقتصادی به سمت و نفع فرزندآوری اصلاح بشود و همین فردا صبح بگویند که این تعداد مشوق اقتصادی به مجموعه مشوق¬های موجود اضافه شده است، باز هم مشکل فرزندآوری ما حل نخواهد شد. هم اکنون تعداد فرزندانی که یک زوج در شرایط ایده¬آل می‌خواهند، خیلی بالا نیست. پیمایشی با جامعه آماری قابل توجه و قابل اتکا درباره زوجین جوان در آستانه ازدواج انجام شد و از آنان در باره تعداد فرزندان ایده¬¬آل پرسیده شد. نتیجه این پیمایش قابل اتکا حدود دو و نیم فرزند یا دو و شش دهم بود؛ یعنی زوجین جوان ایرانی در آستانه ازدواج، اعم از زنان و مردان در مناطق روستایی و شهری اعلام کردند که حدود دو و شش دهم فرزند می¬خواهند. اگر از این آمار، درصد ناباروری و مشکلات دیگر را کم کنید این عدد قاعدتاً کاهش خواهد یافت. این نتیجه نشان می¬دهد که همین الان هم فرزندخواهی زوجین ما نسبت به دو یا سه دهه پیش (دهه 1360 ش) که بین 8-6 فرزند داشتند، چند برابر کم شده است. این آمار مربوط به کسانی است که در صورت مطلوب بودن و فراهم شدن شرایط، قصد فرزندآوری دارد. بنابراین برای کسی که فرزند بیشتری نمی‌خواهد و به یک فرزند اکتفا می¬کند، هر اندازه شرایط مطلوب هم فراهم شود، فرزندی به دنیا نمی¬¬آورند و آنان احتمالاً از این فرصت برای خرید ماشین یا خانه بزرگتر استفاده می‌کنند و یا یک ویلا یا باغی می‌خرند، ولی به تعداد فرزندان اضافه نمی‌کنند. دوستان ما از بعضی از بانوان سوال کرده بودند که اگر همین فردا به شما یک جایزه صد میلیونی یا دویست میلیونی یا یک میلیاردی داده بشود، اولین کاری که می‌کنید چیست؟ بانوان گفته بودند که یک ماشین یا یک خانه می‌خرم. یعنی حاضر شده بودند این مبلغ را به اصطلاح به تیر و تخته و فولاد تبدیل بکنند، اما هیچ کس جواب نداده بود که اگر این درآمد برایم ایجاد شد، من یک فرزند اضافه¬تر به دنیا می‌آورم. البته حتماً باید با کسانی که مشکلات اقتصادی دارند، همدلی کرد و همه ما طعم مشکلات و دشواری¬های اقتصادی را چشیده¬ایم و چنین مشکلاتی هم واقعیت دارد. به عنوان مثال وقتی فردی چند تا فرزند دارد و برای اجاره خانه¬ای اقدام می¬کند، صاحبخانه از اجاره ملک خودش به چنین فردی خودداری می¬کند و می‌گوید اگر شما این تعداد فرزند دارید، به شما اجاره نمی‌دهیم. یا وقتی هزینه پوشک بچه اینقدر گران است، کسی که یک یا دو بچه دارد، به سختی از عهده تامین این هزینه برمی¬آید بنابراین باید با مردم همراهی کرد اما این همراهی دلیل بر تامه بودن علت اقتصادی در کاهش فرزندآوری نیست. یک از دلایلی که ناقض ارتباط حل مشکلات اقتصادی با افزایش فرزندآوری است، سیر تاریخی فرزندآوری در کشور ماست. در دهه 1360ش اجناس کوپنی و مدارس سه شیفته و امکانات حداقلی بود. در واقع آن دهه، یکی از مقاطعی بود که به خاطر جنگ و دشواری-های ناشی از آن، خانواده¬ها به لحاظ اقتصادی، امکانات خیلی کمی داشتند ولی حداکثر فرزندآوری ایرانیان در آن دهه رقم خورد، در حالی که در دهه¬های بعدی مثل دهه 1380 و 1390 ش، با همه دشواری¬ها و پیچیدگی¬های اقتصادی، سطح رفاه جامعه ایرانی افزایش یافته است، اما تعداد فرزندآوری به شدت کم شده است. همین مساله نشان می‌دهد که صرف مسئله اقتصادی، حل کننده وضعیت فرزندآوری نیست. بنابراین ضمن اینکه باید بر اهمیت پیشران اقتصادی صحه بگذاریم و در گفتگو با سیاست¬گذاران، بر حل مسائل اقتصادی و همچنین جهت¬گیری این سیاست¬گذاری¬ها به سمت افزایش بحث فرزندآوری تاکید کنیم، اما نباید از این نکته هم غافل شد که حل مسائل و دشواری¬های اقتصادی لزوما به افزایش فرزندآوری منجر نمی¬شود. البته بعضی سیاستگذاران، معکوس عمل می‌کنند و به ویژه در سال-های اخیر، شاهد سیاست¬ها و مصوبات ضد جمعیتی بودیم به گونه¬ای که جهت¬گیری برنامه¬ها و سیاست¬های، کاهش حمایت از خانواده¬ها با تعداد فرزند بیشتر بود و این مساله نگران کننده است. پیشران فرهنگی مهم¬ترین عامل اثرگذار بر نرخ جمعیت مجدد تأکید می‌کنم که مسئله اقتصادی مهم است، اما تحقق پیش¬شرط¬های اقتصادی بدون توجه به پیش شرط اصلی که همان پیشران فرهنگی است، در بحث فرزندآوری تحولی را شاهد نخواهیم بود. پیشران فرهنگی پیشران بسیار مهمی است و انشالله در درسگفتارهای آتی، ابعاد مختلف آن را به شکل مجزا بررسی خواهیم کرد. پیشران فرهنگی آن اتفاقی است که در دید، تصویر و روایت ما نسبت به فرزند و فرزندآوری وجود دارد. در واقع پیشران فرهنگی عبارت است از سبک زندگی ما ایرانیان، از نوع معماری منازل¬ و شهرهایمان تا اتفاقاتی که در جامعه ما رخ می¬دهد مثل فشار اجتماعی زیادی که یک مادر با یک یا دو فرزند خودش به لحاظ حضور در اماکن مختلف تحمل می‌کند. این تفاقات نشان می¬دهد که در این سالها، به لحاظ نگاه فردی و سبک زندگی در خانواده و محل کار، تغییراتی در جامعه ایرانی رقم خورده و اتفاقات رسانه¬ای افتاده و باعث شده است تا جامعه¬ ما چونان گذشته، جامعه دوستدار کودک نباشد و همه این موارد، جلوه¬هایی از بُعد پیشران فرهنگی است. به عقیده ما پیشران فرهنگی در تحقق آینده مطلوب جمعیتی ما یا عدم تحقق آن و جلوگیری از حرکت به سمت سناریوهای بدتر، بُعد مهم¬تری است. به بیانی دیگر، حتی اگر تمام تلاش¬های ما صرف پیشران اقتصادی بشود، فقط در صورتی می‌تواند موثر باشد که بستر فرهنگی فراهم شود وگرنه آن هم به اندازه کافی جواب نخواهد داد. فرهنگ دینی و اعتقادات ما نسبت به فرزندآوری انشاالله در درسگفتارهای آتی درباره مباحث مربوط به ابعاد فرهنگ بحث خواهیم کرد و در این قسمت بحث را درباره فرهنگ دینی و زیرساخت¬های اعتقادات خودمان پی می¬گیریم. در طول زمان و با ورود مدرنیته و نمادها و نشانه¬های پیشرفت مادی¬محور به کشور ما، این بعد از فرهنگ در کشور ما صدمه دیده است. به عنوان مثال همه ما عقیده داریم که موحدیم، مسلمانیم و معتقدیم، اما خیلی وقت¬ها باور نمی¬کنیم که رزق از جانب خدا تأمین و تضمین شده است و در واقع همه چیز دست خداست. خیلی اوقات افراد در صورت تغییر در عدد فیش حقوقی¬شان، دچار اضطراب و نگرانی می‌شوند، در حالیکه رزق را کس دیگری تعیین کرده است. گذشته از آن، بحث برکت و توکل از مفاهیم جدی هستند که اگر در ذهن نداشته باشیم، به بحث فرزندآوری آسیب خواهد زد. بحث خالق بودن و خلقت هم یکی دیگر از این مفاهیم دینی است و همه معقتدیم که خلقت فقط کار خداست ولی گاهی زوجین به نوعی برنامه¬ریزی می‌کنند که مثلا در فلان ماهِ فلان سال بچه دوم¬مان را به دنیا بیاورند و در فلان ماهِ فلان سال، بچه سوم را به دنیا آورند و اگر این برنامه¬ریزی چند ماه این طرف یا آن طرف بشود و مثلا یک سال زودتر یا دیرتر اتفاق بیافتد، گاهی بعضی زوجین بچه را سقط می‌کنند چرا که در زمان¬بندی متفاوتی ایجاد شده و خیلی از این زمان¬بندی¬ها گاهی ناباروری ثانویه را رقم زده است. مسئله ناباروری من بحث ناباروری را به عنوان یک عامل یا نیروی مهم در بحث فرزندآوری می¬دانم چون گفته می‌شود حدود نوزده- بیست درصد زوجین به تعریف پزشکی، تجربه ناباروری را در طول زندگیشان دارند، به این معنا که یک سالی که می¬خواستند فرزنددار بشوند، اتفاق نیفتاده است. این آمار، آمار جدی است و هنوز هم بیمه¬های ناباروری آن را پوشش نمی‌دهند و در واقع هنوز دشواری¬های جدی برای زوجین نابارور وجود دارد. حتی یک تعداد از زوجین وقتی یک فرزند می‌آورند، به خاطر فاصله طولانی که از فرزند اول نسبت به فرزندان دیگر ایجاد می‌شود در واقع ناباروری ثانویه ایجاد می‌شود. من بحث سلامت را جز نیروهای پیشران اقتصاد و فرهنگ نیاوردم، اما در حاشیه لازم است اشاره به آن بکنیم چرا که بحث سلامت، تغذیه و تقویت مادران در زمینه باروری و سلامت باروری و متعاقب آن کمک به بیمه¬های باروری یک بحث مهمی است. خیلی از مخاطبان ما همیشه دغدغه این بحث را دارند و میلیون¬ها تومان هزینه درمان¬های ناباروری می‌شود. گرچه ممکن است خیلی¬ از این درمان¬ها موفق باشد ولی بعد باید تکرار بشود چرا که بعضی اوقات یک چیزهایی مثل «آی وی اف»، باید دو یا سه یا حتی چهار بار اتفاق بیافتد تا به نتیجه برسد و این مساله برای یک زوج جوانی که در ابتدای زندگیشان قرار دارند، در صورت عدم پوشش بیمه¬ای، هزینه¬های خیلی سرسام¬آوری خواهد بود و این هم قابل توجه است. یکی از اقداماتی که می¬توانیم در این زمینه انجام دهیم، این است که در اقدامات تبلیغی خودمان توجه خیرین را برای سرمایه¬گذاری در این زمینه جلب کنیم تا خیران و تا زمانی که بیمه¬ها هوشیار بوند و با این قضیه همراه شوند، به کمک زوجینی که توان اقتصادی پایین¬تری دارند بشتابند و بخشی از این هزینه¬ها را تامین کنند تا انشالله در اتفاق بزرگ فرزندآوری سهیم باشند. عامل بودن در پیشران فرهنگ علت دیگری که ما به بحث فرهنگ توجه بیشتری مبذول داشتیم، این بود که تغییر سیاست¬های کلان اقتصادی در کشور شاید از توان ما به عنوان عموم و افراد عادی جامعه یا افرادی که بهر حال در جامعه تأثیر فرهنگی دارند یا خود مردم که در جامعه فعال هستند، خارج است و ما فقط به عنوان مطالبه¬گر، می‌توانیم در آن قسمت¬ها عمل کنیم، اما در پیشران فرهنگ، خودمان می‌توانیم عامل باشیم و کار را شروع کنیم و حداقل برای خانواده خودمان قدم مثبتی برداریم و یا حداقل در مقیاس خانواده خودمان، این تعدیل جمعیتی را رقم بزنیم. چنین نقشی در بحث¬های اقتصادی به این سادگی این اتفاق نمی‌افتد و زمان¬بر است چرا که ممکن است خیلی از اقدامات اقتصادی هم شروع بشود، اما تا حصول به نتیجه، ممکن است ما یک یا دو دهه طلایی را از دست بدهیم و حتی نتوانیم جمعیتی ایجاد کنیم تا آنان از این فرصت¬های اقتصادی ایجاد شده بهره ببرند. با لحاظ همه جهات، به نظر می‌رسد اگر ما تمرکز تبلیغی¬مان را به پیشران فرهنگ معطوف سازیم، موفق¬تر خواهیم بود و انشالله ابعاد آن را در قسمت¬های دیگر با جزئیات عرض خواهیم کرد. جمعیت و فرزندآوری( خانواده و جمعیت) - جمعیت و فرزندآوری - قسمت سوم (محتوای مسابقه فصل بندگی ( ویژه ماه شعبان))
بسمه تعالی سلسله درس¬گفتارهای اداره کل آموزش های تخصصی (معاونت فرهنگی- سازمان تبلیغات اسلامی) عنوان درس: فرزندآوری و جمعیت جلسه چهارم مدرس: خانم دکتر اردبیلی   فهرست خرافه¬های عمومی در مورد باروری و فرزند آوری 1 تعارض تحصیلات بانوان و فرزند آوری 2 تاخیر در فرزندآوری زوجین 4 فاصله انداختن بین فرزند اول و دوم 5 توصیه¬هایی به زوجین 7 خرافه عدم باروری پس از سی وپنج سالگی 7 پرهیز از مواجهه و مقابله با متولیان نظام سلامت 9 خرافه¬های عمومی در مورد باروری و فرزند آوری در این جلسه تلاش¬مان این است تا مجموعه¬ای از باورهای عمومی یا به عبارت دقیق¬تر، خرافه¬های عمومی را در مورد باروری و فرزندآوری که بدون داشتن هیچ مبنا و واقعیت علمی، متأسفانه در جامعه ما به عنوان واقعیت¬های علمی و یا عرفی رایج شده¬اند و بر فرزندآوری در کشور ما تأثیر دارند، بررسی کنیم. در محاسبات آماری همه کشورهای دنیا، از بانوانی که در سنین بین پانزده تا چهل و پنج سال قرار دارند، به عنوان خانم¬های در سنین باروری نام برده می‌شود. بعضی آمارها، با اندک اغماضی، از سن هیجده تا چهل و پنج سال را سن باروری بانوان می¬دانند و ما هم عدد اخیر را می‌پذیریم؛ یعنی یک خانم حدود سی سال در طول زندگی خودش، به راحتی می‌تواند فرزندآوری داشته باشد. این آمار محدود به ایران نیست و در دیگر کشورهای جهان هم این آمار و اعداد صادق است. البته امکان باروری زودتر یا دیرتر از این محدوده سنی هم وجود دارد ولی ما در این بحث، حدود سی سال فرصت بانوان برای فرزندآوری را به عنوان فرصت یا زمان مبنایی قرار می-دهیم. این سی سال به هر شکل از برنامه¬ریزی برای تعدد فرزندآوری افراد، فرصت خیلی وسیع و مناسبی است. مثلاً اگر زوجی حتی تمایل داشته باشند بین فرزندان فاصله بیاندازند، می‌توانند در طول این سی سال چند فرزند به دنیا بیاورند و با شرایط فیزیولوژیک بدن، تحصیلی، اشتغال و مباحث دیگر خانم قابل تطبیق و جمع است. اما آنچه در واقعیت اتفاق می‌افتد، متفاوت است و این تفاوت ناشی از خرافه¬هایی است که در واقع پیامد آن، وضعیت فعلی است که پیش روی ما قرار دارد و در ادامه به برخی از این خرافه¬ها می¬پردازم. تعارض تحصیلات بانوان و فرزند آوری اولین خرافه که بر فرزنداوری تاثیر می¬گذارد، تعارض و تناقض فرزندآوری با تحصیلات بانوان است؛ بر اساس این خرافه که البته عموم دختران ما هم چنین تصوری را دارند، هر خانمی باید ابتدا تحصیلات خود را تمام کند و پس از آن ازدواج کند. حتی بانوانی که جواب مثبتی به پیشنهاد ازدواجی می‌دهند، می‌گویند که عقد کنیم ولی عروسی یا شروع زندگی زیر یک سقف را عقب بیاندازیم تا تحصیلات من تمام بشود و این پدیده خیلی این رایج است. در میان پسران و دختران جوان از سن بلوغ تا سن ازدواج فاصله زیادی می‌افتد و تعداد قابل توجهی از آنان بهانه و علت این تاخیر را به تحصیلات نسبت می¬دهند. سطح تحصیلات در کشور ما افزایش پیدا کرده است و ما جامعه¬ای با نود و چند درصدی باسواد هستیم و تعداد قابل توجهی از افراد تحصیلات متوسطه و بخش زیادی از جوانان هم تحصیلات دانشگاهی دارند و می¬خواهند تحصیلات تکمیلی¬شان را به پایان برسانند. اگر ما این انگاره را حذف می‌کردیم به این صورت که یک زوج در سال اول یا دوم یا سوم دانشگاه، زندگی¬شان را تشکیل و پس از آن این مسیر را ادامه می‌دادند، در آمار فرزندآوری تغییر خیلی زیادی ایجاد می‌کرد. در حال حاضر آنچه که اتفاق می‌افتد، این است که دختر خانم می‌خواهد مدرک تحصیلی خود را بگیرد و آقا پسر هم می‌خواهد درس خود را تمام کند و سپس شغلی را به دست آورند و پس از آن ازدواج کنند. این وضعیت، جدای آن آسیب¬های اجتماعی که دارد، باعث فاصله افتادن بین سنین آمادگی برای ازدواج تا ازدواج می¬افتد و بر وضعیت فرزندآوری هم اثر ¬می¬گذارد و با چنین روندی، سال-های بسیار مهمی را از دست می‌دهیم. پژوهش¬های علمی ثابت کرده است که بهترین کیفیت سلول¬های مولد جنینی مثل سلول¬های پایه جنینی (تخمک در بانوان) در سنین جوانی است و وقتی ازدواج را به تعویق می‌اندازیم، از این کیفیت¬های هم خوب فاصله می‌گیریم. آسیب دیگر متوجه خود زنان است چرا که وقتی خانمی که از ابتدا تک بعدی تربیت می¬شود که تا درس می‌خواند، اسم ازدواج نیاورد یا اگر کاری می‌کند، نمی‌تواند ازدواج نماید، چنین افرادی پس از ازدواج، ممکن است از عهده ادامه تحصیل یا کار برنیاید. ما بچه-هایمان را تک بعدی بار پرورش می¬دهیم و به همین علت هر وقت وارد هر قسمت یا بُعدی از زندگی می‌شوند، بعدهای دیگر را رها می‌کنند و از عهده¬اش بر نمی‌آیند. چطور وقتی ما درس می‌خوانیم، غذا خوردن را تعطیل نمی‌کنیم؟ یا بقیه کارهای حیاتی خودمان را تعطیل نمی‌کنیم؟ زندگی باید به همین شکل ادامه داشته باشد و باید عموم دختران و پسران جوان بدانند که ازدواج یک مرحله طبیعی از زندگی است و باید به موقع و در زمان خودش اتفاق بیافتد و نباید آن را به خاطر انجام مثلاً یک کار مشخص مثل تحصیلات یا اشتغال یا هر چیز دیگری به تاخیر انداخت و باید بتوانیم این را درک عمومی ایجاد کنیم. گذشته از مسائل فوق، مسائل دیگر که باعث دشواری ازدواج شده است از جمله تجملات مراسم ازدواج، جهیزیه، مهریه¬های عجیب و غریب و همه این مسائل به سن ازدواج جوانان اضافه می‌کند به گونه¬ای که متأسفانه سن ازدواج در شهرهای بزرگ به 27 یا 28 سال هم رسیده است. در بعضی از کشورها، اقدامات خوبی برای مقابله با این خرافه صورت گرفته است. به عنوان مثال در سنگاپور تبلیغ می¬شود چرا تحصیلاتم را با شریک زندگیم شروع نکنم و ادامه ندهم؟ چرا کسب کارم را با شریک زندگیم شروع نکنم و ادامه ندهم؟ در واقع کشور سنگاپور و کشورهایی که سیاست مشابهی دارند، چنین موضوعاتی را رواج می-دهد و در چنین کشورهایی، دولت¬ها امکاناتی را فراهم می‌کنند تا آن زوج جوان بتوانند در حد نیاز، زندگی خودشان را شروع کنند. تاخیر در فرزندآوری زوجین خرافه دیگری که متاسفانه در فرزندآوری زوجین تاثیر گذاشته است، تاخیر عمدی زوجین در فرزند آوری است. کسانی که به چنین خرافه باور دارند، استدلال می¬کنند که باید فرزندآوری را تا چند سال پس از ازدواج به تاخیر اندازیم تا ببینیم زندگی چه جوری است. متاسفانه این خرافه به عنوان توصیه علمی روانشناسی، مدام از سوی خیلی از مادران و پدران، اقوام، دوستان یا آشنایان زوجین به آنان توصیه می¬شود با این استدلال که عدم رعایت این نکته، باعث می¬شود در سال¬های آتی بدبخت شوید. بر اساس این استدلال، به زوجین جوان توصیه می¬شود که در حال حاضر از زندگی لذت ببرید چرا که بعد از فرزندآوری، دیگر لذت نخواهید برد. در واقع بدبخت شدن را مترادف با فرزندآوری می¬دانند. این یکی از خرافه¬های جدی است چرا که زوجین تا 27-28 سالگی درگیر مقدمات و تمهیداتی چون پایان تحصیلات هستند و تازه وقتی ازدواج کرده می¬کنند، باید چهار یا پنج سال نخست زندگیشان را از هم دست بدهد تا با هم بگردند و ببینند زندگیشان چطور می‌شود. بر اساس مستندات و آمارهای رسمی، بیشترین طلاق¬ها در پنج سال اول زندگی رقم می‌خورد و همین آمارها نشان می‌دهد درصد طلاق زوجینی که در این پنج سال فرزندآوری داشته¬اند، نسبت به زوجینی که در آن سال¬ها اقدام به فرزند آوری نکرده¬اند بسیار کمتر بود. این آمار نشان می‌دهد که زندگی بدون حضور فرزند محکم نمی‌شود و اتفاقاً حضور فرزند، باعث می¬شود زوجین برنامه مشترک و واقعی زندگیشان را بیایند و به دور از انتزاعات، با واقعیت زندگی مواجه بشوند. یکی از وجوه این خرافه، پیوند و ارتباط فرزندآوری با پایان لذت از زندگی زناشویی است. در واقع بر اساس این خرافه، با فرزندآوری لذت زندگی تمام می‌شود و بلاها و مصیبت¬های زندگی شروع می-گردد. در واقع زوجین به جای اینکه بچه و نور چشم خودشان را برکت خانه ببینند، آن را بلای جان و مصیبت و گرفتاری خود تلقی می¬کنند. خود این انگاره که «تا فرصت دارید، خوش باشید» در واقع تایید این نکته است که گویا پس از حضور بچه، یک هیولایی وارد می‌شود و امکان ندارد پس از آن زوجین خوش باشند، در حالیکه این باور یعنی نادیده گرفتن این باور قدیمی که «تقویت و استحکام زندگی و گرما و غنای بیشتر روابط زوجین بعد از حضور فرزندان» است. پس از خرافه اول یعنی تأخیر انداختن ازدواج تا پایان تحصیلات و شروع کار، خرافه دوم یعنی به تاخیر انداختن فرزندآوری تا چند سال پس از ازدواج، فرصت¬های طلایی را ما برای فرزندآوری می‌سوزاند. فاصله انداختن بین فرزند اول و دوم فرض کنید زوجی در 25 یا 26 سالگی ازدواج کردند و بالاخره چند سالی را با هم گذراندند و به سن سی و یک سالگی رسیدند و در این سن، اقدام به فرزندآوری کردند و فرزند اول را هم به دنیا آوردند. حالا به آنان می‌گویند: شما باید بین فرزند اول و دوم فاصله بیاندازید. این هم از خرافه¬هایی است که هیچ مبنای علمی و مبنای سلامتی ندارد. بنده پزشک هستم و با تجربه پزشکی خود عرض می¬کنم که اگر به ذخایر بدن مادر مثل کمبود کلیسم، آهن و موارد دیگر توجه و این کمبودها تأمین بشود و همچنین اگر به تناسب جسمی زنان و مسائلی چون ورزش بانوان توجه بشود، زنان برای فرزندآوری و تولد فرزند دیگر با مانعی مواجه نیستند و به لحاظ پزشکی نیازی نیست که فرزندآوری را به تاخیر اندازند. به بیانی دیگر، تاخیر فرزندآوری مجدد مترادف با اتفاقات بهتر برای سلامت مادر نیست. یکی از نکاتی که ممکن است به آن توجه نشود این است که پس از ده سال فاصله بین فرزندان، ممکن است این مادر نتواند حاملگی دومش را به خوبی سپری کند و به بدنش صدمه وارد می‌شود؛ اما اگر آن توجهات اتفاق بیافتد، با فاصله کوتاه¬تر هم فرزندآوری مجدد امکان¬پذیر است. طبق این خرافه گفته می‌شود که باید بین تولد یک فرزند با فرزند دیگر، سه تا پنج سال فاصله بیفتد و ما از اغلب زوجین این فاصله پنج ساله را می‌شنویم. یا بعضی زوجین هم می‌گویند شش سال فاصله بهتر است و یا این نکته را مکرر از زوجین می‌شنویم که وقتی بچه اول به مدرسه رفت، باید برای آوردن بچه دوم اقدام می‌کنیم. با چنین فاصله¬اندازی، چند اتفاق بد می‌افتد: اولاً هر چه سن بالاتر برود، احتمال این که باروری کاهش پیدا ‌کند، بیشتر می¬شود و بارداری¬های دشوارتر و پرچالش¬تری برای مادر رقم می‌خورد. نکته دوم این است ما باید بدانیم که دو فرزند با فاصله هفت یا هشت سال، دو تا تک فرزند هستند و این موضوع نکته مهمی است. وقتی ما درباره مزایای چند فرزندی صحبت می‌کنیم که چقدر امر تربیت و پرورش فرزندان را راحت می‌کند، درباره بچه¬هایی است که هم سن و سال هم هستند وگرنه بچه¬ای که هشت سال با خواهر یا برادرش فاصله دارد، آنان دو تا تک فرزند هستند و هر کدامشان طعم تک فرزندی را جداگانه کشیده¬اند تا بزرگ بشوند. آنان در سنین بیست سالگی یا سی سالگی، خواهر هم یا برادر هم هستند و به داد هم می‌رسند چرا که آن موقع ارتباطات می‌تواند خوب شکل بگیرد، ولی در سنین کودکی، مادر نمی¬تواند دشواری¬های تربیتی و نگهداری از آنان را کاهش بدهند و تمام آن آسیب¬های تک فرزندی ممکن است ایجاد بشود، در حالیکه با چند فرزندی این موارد خیلی تعدیل پیدا می‌کند. توصیه¬هایی به برای زوجین حالا که این سه خرافه را تبیین کردیم، توصیه ما افراد به طور جدی این است که اولاً زود و به هنگام ازدواج کنند؛ یعنی موقعی که امکان ازدواج را به لحاظ آمادگی روحی و جسمی در خودشان دیدند، و زوج مناسب¬شان را پیدا کردند ازدواج را به تأخیر نیاندازند. پس از ازدواج هم بلافاصله به فرزندآوری اقدام کنند و پس از فرزند اول، فاصله طولانی با فرزند دوم نیاندازند و هر تعداد فرزندی را که می‌خواهند داشته باشند، بین آنان فاصله طولانی نیندازند را که این تاخیرها آسیب¬های دیگری ایجاد می‌کند. خرافه عدم باروری پس از سی وپنج سالگی تصور کنید زوج فرضی ما در 26 سالگی ازدواج کردند و چهار یا پنج سال با هم گشتند و در نهایت در بیست و نه سی سالگی تصمیم گرفتند بچه¬دار بشوند. مادر اولین فرزندش را سی و یک سالگی به دنیا می¬آورد و دومی را با چهار یا پنج سال فاصله در سن سی و پنج سالگی به دنیا می¬آورد و اینجا خرافه دیگری شکل می-گیرد که «مادر بالای سی و پنج سال نباید مادر بشود». این خرافه، رسماً یک خرافه است. یکی از دلایلی که در قدیم می‌گفتند اگر زنی پس از سی و پنج سالگی باردار شود، ممکن است احتمال ابتلا به بعضی مشکلات ژنتیکی در جنین و نوزاد افزایش یابد، برای جامعه¬ای بود که غربال¬گری در آن وجود نداشت. ما غربال¬گری را برای پیر و جوان، از دختر هیجده و بیست ساله تا سنین بالاتر انجام می‌دهیم، بنابراین وقتی در کشورمان غربال¬گری داریم، دیگر نباید محدودیتی داشته باشیم و اگر خانم سی و پنج ساله یا چهل ساله یا چهل و پنج ساله خواست فرزندآوری داشته باشد، با انجام این مراقبت¬ها و در نظر گرفتن این ملاحظات، می‌توانیم به او کمک و با او همراهی کنیم. هم اکنون در جامعه ما، اگر مادر بالای سی و پنج سال بخواهد فرزندآوری داشته باشد یا ناخواسته فرزندآوری اتفاق می‌افتد، مواجهه¬ای که با چنین بانویی می¬شود این است که گویا مرتکب گناه شده است. در انجمن زنان زایمان امریکا Guideline یا رهنمودی منتشر شده است که خیلی جالب است؛ می‌گوید خانم چهل و پنج ساله اگر برای بارداری به شما مراجعه کرد، این مشورت¬ها، آزمایش-ها، تست¬ها و مراقبت¬ها را برای چنین فردی انجام دهید. حتی در آن رهنمود آمده است که اگر خانم پنجاه ساله برای بارداری به شما مراجعه کرد، شما می‌توانید مراقبت¬های مخصوص به خودش را انجام دهید. البته اول باید تذکر بدهید که چون شما پنجاه سال¬تان است، شانس بارداریتان پایین است ولیکن تست¬ها را انجام می‌دهند و هیچ کس را از فرزندآوری منع نمی¬کنند. اگر مادر جوان ما در سی و یک سالگی بچه اولش را به دنیا آورد، خیلی هنر کند و زمان¬بندی درست داشته باشد و در سی و پنج سالگی فرزند دومی را به دنیا آورد، این خانم باید فرزندآوری را تعطیل کند و از سن سی و پنج سال به بالا نباید فرزندآوری داشته باشد. در واقع ما با این خرافه و به طور خودساخته، خودمان را اسیر مجموعه¬ای از باورها و خرافه¬های بی¬ربط به لحاظ علمی می¬کنیم و سنین فرزندآوری سی ساله زنان را به چهار یا پنج سال تبدیل می-نماییم. در واقع اتفاقی که می‌تواند در سی سال رقم بخورد، به چهار یا پنج سال محدود می¬شود، بنابراین زوجین خیلی هنر می‌کنند که در همین فرصت کوتاه، یک و خرده¬ای فرزند را به دنیا می‌آورند؛ یعنی در چنین فضای خرافه¬آلودی تنها امکان تحقق بین یک یا دو فرزند ممکن دارد. ما در مواجهه¬های خودمان با فضای عمومی جامعه باید سعی کنیم به این خرافه¬ها خدشه وارد کنیم و مبنای علمی آنها را زیر سوال ببریم. پرهیز از مواجهه و مقابله با متولیان نظام سلامت البته من یک نکته مهمی در پایان عرض کنم و آن این است که ما در رویکردهای تبلیغی¬مان هرگز بنا نداریم با متولیان نظام سلامت مواجهه و مقابله داشته باشیم چرا که این مواجهه به مرور آسیب ایجاد می‌کند و این انگاره را میان مردم به وجود می¬آورد که ما می‌خواهیم حتی به قیمت ناقص بودن بچه¬هایشان یا به قیمت ناسالم بودن مادران و کودکان، تعداد فرزندان را فقط افزایش بدهیم. برای همین ما در کار تبلیغی و فرهنگی که انجام می¬دهیم یا در جاهایی که برای تبلیغ و کار فرهنگی می‌رویم، هرگز نباید این دو گانه نامطلوب و انگاره تقابل و مواجهه منفی با متولیان نظام سلامت را ایجاد کنیم. عرایضی که بنده گفتم و این خرافه¬های که عرض کردم، تناقضی با محتویات و دستورالعمل¬های نظام سلامت ندارد و در نتیجه قابل طرح است. این که سنین باروری سی ساله را به زنان¬مان برگردانیم تا انشالله تعداد فرزند مطلوب در کشور ما امکان رقم بخورد و امکان وقوع و تحقق پیدا کند. خداوند به ما توفیق بدهد در مسیر صحیح قدم و گام برداریم و در این مسیر کاری که انجام می‌دهیم انشاالله مرضی رضایش باشد و منجر به ایجاد نسل صالح و سالم در آینده ایران اسلامی شود. جمعیت و فرزندآوری( خانواده و جمعیت) - جمعیت و فرزندآوری - قسمت چهارم (محتوای مسابقه فصل بندگی ( ویژه ماه شعبان))
مهارت فرزند پروری - مهارت فرزند پروری ( زندگی مومنانه) - قسمت سوم (مدیر جهادی ( مدیران سازمان خراسان رضوی))
مهارت اقتصادی خانواده - مهارت اقتصادی خانواده ( زندگی مومنانه) - قسمت دوم (مدیر جهادی ( مدیران سازمان خراسان رضوی))
مهارت اقتصادی خانواده - مهارت اقتصادی خانواده ( زندگی مومنانه) - قسمت سوم (مدیر جهادی ( مدیران سازمان خراسان رضوی))
تستآسیب شناسی مدیریت موجود عناصر فرهنگی تبلیغی در مساجد - آسیب شناسی مدیریت موجود عناصر فرهنگی تبلیغی در مساجد - قسمت دوم (دوره آموزشی شهید حجت الاسلام سید علی حسینی؛ آذربایجان شرقی (ویژه امامان روستا ))